آخرین اخبار
سالروز ولادت امام حسن عسكري عليه السلام
روز مجلس گرامی باد.
طرح ملی "همسفر تا بهشت " بیست و سومین دوره ازدواج دانشجویی
تیم ملی فوتبال ایران با غفلت فدراسیون فرصت بازی در فیفادی را از دست داد.
نگاهی به «فرصت وحدت» امت اسلامی از منظر کارشناسان مختلف
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در یادداشتی، این مواضع و سخنان را در چند محور اصلی مورد بررسی و تبیین قرار داده است.
زندگی مشترک
ولادت با سعادت رسول مکرم اسلام و فرزندش صادق آل محمد(ص) مبارک باد.
بقیه الله (عج) خیرلکم ان کنتم مومنین
صلی الله علیک یا امام عسکری (ع)
روز ملی مبارزه با استکبار و روز دانش آموز
سالروز هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه
هجوم به بيت وحي
... رهبر ما آن طفل سیزده‌ساله‌ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگ‌تر است، با نارنجک، خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.
یا صاحب الزمان (عج) آجرک الله
افرادی که با «آمدنیوز» مرتبط بودند خود را به اطلاعات سپاه معرفی کنند
بازی «دولت» و «مجلس»
7 صفر ، روز بزرگداشت سلمان فارسی
طرح تعیین روز آتش نشانی و ایمنی در سال 1379 توسط ستاد هماهنگی امور ایمنی و آتش نشانی کشور پیشنهاد و توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی کشور تائید شد.
جوانان را باید به میدان آورد و بر آنان تکیه کرد
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
شنبه ١٦ آذر ١٣٩٨
اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 203348
 بازدید امروز : 174
 کل بازدید : 2034011
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0.83
صفحه اصلي > مطالب و مقالات 
اخبار > کدام تشکل های دانشجویی کمتر دچار تزلزل شده اند؟
 


شماره خبر :٤٠٠٤٣٤   تاریخ انتشار خبر : يکشنبه ١٨ آبان ١٣٩٣    ا   ١١:٥٣
 
گفتگویی خواندنی با حجت الاسلام اکبری جدی درباره فعالیت جوانان؛
کدام تشکل های دانشجویی کمتر دچار تزلزل شده اند؟
حتماً شما هم تا به حال حداقل یک بار عضو یک گروه، انجمن، جمعیت، هیأت و به طور کلی یک تشکّل شده‌اید؛ مخصوصاً در دوران جوانی. و لابد دیده‌اید تشکّل‌های کوچک و بزرگی را که روزی با شور و حال جوانانه‌ای به وجود می‌آیند و هنوز پا نگرفته، یا از بین می‌روند

 حتماً شما هم تا به حال حداقل یک بار عضو یک گروه، انجمن، جمعیت، هیأت و به طور کلی یک تشکّل شده‌اید؛ مخصوصاً در دوران جوانی. و لابد دیده‌اید تشکّل‌های کوچک و بزرگی را که روزی با شور و حال جوانانه‌ای به وجود می‌آیند و هنوز پا نگرفته، یا از بین می‌روند یا به دلایل مختلف از مسیر اولیه خارج می‌شوند و اصطلاحاً می‌زنند به جاده خاکی. شاید هم آدم‌هایی را دیده باشید که خودشان در جوانی چنین جمع‌هایی را تجربه کرده‌اند. امّا نوبت به فرزند جوان یا نوجوان خودشان که می‌رسد با نگاهی عاقل اندر سفیه می‌گویند: «بچه جان! درست رو بخون. من چند تا پیرهن بیشتر از تو پاره کردم، می‌دونم این کارا آخر و عاقبت نداره...» که گاهی نتیجه‌اش می‌شود جوانی که دوران دانشجویی را هم تمام می‌کند و حتی یک ترم هم کار تشکیلاتی نکرده است. البته ما هم پای حرف‌های چنین آدم‌هایی نشستیم، دیدیم ظاهرا پر بیراه هم نمی‌گویند. ظاهرا یک جای کار برخی تشکّل‌ها می‌لنگد و آن‌ها هم حق دارند که چشمشان ترسیده باشد. برای همین به سراغ حجت الاسلام صابر اکبری جدی رفتیم؛ تا بپرسیم مشکل اصلی کار کجاست و اینکه اصلاً برویم دنبال این طور کارهای آخر و عاقبت ندار یا نه. آخر حاج آقا عمری را در بین دانشجویان تشکیلاتی گذرانده‌اند و استخوانی ترکانده‌اند در سِمت‌های مختلف اجراییِ فرهنگی. طوری که لابه‌لای تحلیل مسأله، داستان‌ها می‌گویند برایمان از تاریخچه تشکّل‌ها، مخصوصاً از نوع دانشجویی‌اش.

•    چرا علاقه به کار تشکیلاتی اينقدر در بین جوانان و نوجوانان زیاد است؟ مگر تشکّل‌ها چه ویژگی‌هایی دارند؟
یکی از خصوصیت‌های دوران جوانی گرایش به حضور در جمع‌های همسان و هم سن و سال است. به عبارت دیگر هر مرحله‌ای از رشد انسان دارای اقتضائاتی است. دوران جوانی هم اقتضائش میل به حضور در جمع‌ها و ایفای نقش در جامعه، مسئولیت پذیری و توسعهٔ مناسبات و ارتباطات جمعی است. این طبیعی هم هست. چون سن جوانی، سنی است که شخص می‌خواهد کم کم وارد مناسبات جدی زندگی شود. بنابراین می‌خواهد وارد فضایی شود که بتواند تجربه کند. البته این علاقه و گرایش حسن‌های زیادی هم دارد. مثلاً می‌تواند حس غریزی جوان برای زندگی جمعی و خودنمایی را به طور سالم ارضا کند. البته منظورم از خودنمایی معنای مذموم آن نیست. بلکه معنای آن این است که انسان دوست دارد وقتی دارای توانمندی خاصی هست، آن را در جمع بروز دهد و از این کار لذّت می‌برد. در واقع از اینکه بتواند در جمع تأثیرگذار باشد، لذّت می‌برد. از طرفی خلاقیّت، ابتکار و دیگر ویژگی‌های جوانی، مطمئناً در این جمع‌ها بیشتر بروز می‌کند. در عین حال دلیل مهم دیگری هم هست و آن این است که جوان فکر می‌کند با این نوع فعّالیت‌ها می‌تواند با هزینه کم تجربه‌های جدیدی را کسب کند. چون شما در عرصه‌های جدی زندگی، اگر بخواهید تجربه‌های ناموفقی داشته باشید، خوب به مراتب باید هزینه‌های بیشتری را متحمّل شوید. این یکی از ویژگی‌های مهم تشکّل‌ها در دورهٔ جوانی است. نتیجه‌اش هم این است که ما با صرف هزینه‌های کمتر می‌توانیم تجربه‌های ارزشمندی را کسب کنیم که بعد‌ها می‌توانیم از آن‌ها در عرصه‌های جدی زندگی به خوبی استفاده کنیم.

•    به نظر می‌رسد در جامعه اسلامی، باید بتوان همه تشکّل‌های موجود را تشکّل اسلامی دانست و این به خاطر برنامه جامع و همه جانبه اسلام برای مسلمانان است. با این وجود چرا خیلی از تشکّل‌ها در جامعه ما اسلامی عمل نمی‌کنند و وجود این همه تشکّل آن طور که باید و شاید برای آرمان‌های جامعه اسلامی ما سازنده نبوده‌اند؟
اجازه دهید من این تعریف را کمی کامل‌تر کنم. اصطلاح «تشکّل اسلامی» ناظر به نوعی از تشکیلات است که با هدف فعّالیت برای ترویج یا تبیین فکر، اندیشه، معارف، اخلاق و به طور کلی مسائل دینی شکل می‌گیرند. به طوری که حتی فعّالیت‌های سیاسی آن‌ها هم در مسیر ترویج فکر دینی است. اینکه اگر جامعه اسلامی باشد، هر تشکّلی هم اسلامی است، یک معنای کلّی را در بر می‌گیرد. مثلاً اگر در جامعه‌ای افرادی با موضوع خیاطی دور هم جمع شوند، از این جهت که به اسلام خدمت می‌کنند، این تشکّل اسلامی است. امّا اصطلاح «تشکّل اسلامی» به آن اطلاق نمی‌شود. ضمن اینکه «تشکّل اسلامی» به معنای مصطلح آن محدودیتی برای حضور در جامعه اسلامی ندارد. یعنی ما می‌توانیم در قلب اروپا هم یک «تشکّل اسلامی» ایجاد کنیم. لذا به نظرم بهتر است ما حوزه بحثمان را باز هم کوچک‌تر کنیم تا بتوانیم به صورت جزئی تری به واکاوی مسائل بپردازیم.

•    یعنی می‌خواهید در مورد «تشکّل‌های اسلامی» به معنای مصطلح آن‌ها صحبت کنید؟
به معنای اصطلاحی و در حوزه دانشجویی. چون به نظرم این نوع تشکّل‌ها، اولاً از مهم‌ترین و قدیمی‌ترین تشکّل‌های زندهٔ جوانان در طول تاریخ ما هستند. ثانیاً بررسی و واکاوی فراز و نشیب‌های آن‌ها می‌تواند ما را در حلاجی شرایط دیگر تشکّل‌ها به خوبی کمک کند.

•    پس ما حالا می‌خواهیم در مورد مهم‌ترین عامل اسلامی عمل نکردن تشکّل‌های اسلامیِ دانشجویی بشنویم، درست است؟
بله، اجازه بدهید ابتدا در مورد انجمن اسلامی و مشتقات آن به عنوان قدیمی‌ترین تشکّل، توضیحاتی بدهم و بعد به سراغ تشکّل‌هایی مثل بسیج، مجموعه نهاد رهبری، هیأت‌های مذهبی و تشکّل‌های مستقل برویم. انجمن اسلامی تشکّلی است که از حدود پنجاه سال قبل، در دانشگاه‌ها، مدارس و حتی کارخانجات داخل و خارج از کشور، با جمع شدن عده‌ای از افراد برای خدمت به دین خودشان تشکیل شد. این افراد در حقیقت می‌خواستند در برابر کسانی که گرایش‌های مارکسیستی و سوسیالیستی، یا به طور کلی گرایش‌هایی به غرب یا شرق داشتند، از عقاید و شعائر دینی خودشان محافظت کنند و در چارچوب اسلام فعّالیت کنند. انجمن اسلامی دانشجویان اولین بار در داخل کشور، در دانشگاه تهران تشکیل شد و تا امروز هم توانسته به حیات خودش ادامه دهد. البته‌‌ همان طور که می‌دانید این تشکّل در طول تاریخ کش و قوس‌ها و حتی انشعابات زیادی داشته. مثلاً دفتر تحکیم از دل همین انجمن‌های اسلامی دانشجویی بیرون آمد. سپس خود تحکیم به طیف‌های مختلفی مثل شیراز و علامه تقسیم شد و بعد ظاهراً دوباره تجمیع شد. انجمن مستقل، جنبش اعتدال اسلامی و حتی جامعه اسلامی، همه از انشعابات مختلف انجمن‌های اسلامی در طول تاریخ هستند.
بسیج دانشجویی امّا، انصافاً از نظر ریشه و بن مایه‌ها، از انجمن‌های اسلامی مجزاست. چرا که این تشکّل به گونه‌ای با اشارات و هدایت‌های خود حضرت امام (ره) به وجود آمد و ریشه‌اش بر می گردد به حضور دانشجویان بسیجی در جبهه‌های نبرد و در جریان انقلاب. در حقیقت ما در ابتدا، در دانشگاه‌ها، طیفی از دانشجویان را داشتیم که این‌ها تجربه حضور در بسیج را داشتند و بعضاً حتی مجروح یا اسیر بوده‌اند و این‌ها می‌خواستند با جمع شدن دور هم اجازه ندهند که آن روحیه جهادی و منش بسیجی که در دوره انقلاب و جنگ به وجود آمده بود از بین برود و می‌خواستند این روحیه را به فضاهای علمی کشور هم تزریق کنند. یعنی ما در ابتدا تشکّلی از دانشجویان بسیجی را داشتیم که کم کم عنوان جمعشان تبدیل شد به «بسیج دانشجویی». امّا بعد‌ها در مورد اینکه چه کسی تکفل این تشکّل را به عهده بگیرد بحث‌هایی شد. برخی معتقد بودند بسیج سپاه، برخی می‌گفتند وزارت علوم و در ‌‌نهایت هم نه این شد نه آن! یعنی رسیدند به نوعی ترکیب دوگانه.
در حدود سال‌های ۷۲-۷۳ جریان جدیدی از تشکّل‌های دانشجویی فارغ از هر دوی این جریانات در دانشگاه‌ها به وجود آمد که مربوط می‌شد به حضور نهاد رهبری، گسترش دفا‌تر نمایندگی‌ها و افزایش فعّالیت‌های منسجم آن در دانشگاه‌های کشور. به این صورت که یکسری تشکّل‌ها را نهاد مستقیماً تأسیس کرد یا اینکه عده‌ای از دانشجویان علاقه‌مند، نهاد را به عنوان بستر فعّالیت‌های خودشان انتخاب کردند. این تشکّل‌ها در قالب‌هایی مثل کانون‌های دانشجویی، هیأت‌های مذهبی و حتی انجمن‌های دانشجویی روز به روز بر تعداد و فعّالیت‌هایشان افزوده شد تا اینکه امروزه می‌شود به جرأت از آن‌ها به عنوان یک جریان مجزا نام برد.

•    غیر از این جریان‌هایی که برشمردید،‌ جریان‌های دیگری هم وجود دارد؟
به جز این سه جریان، تشکّل‌های مستقل اسلامیِ دیگری هم در دانشگاه‌ها وجود داشتند و دارند که اصطلاحاً نمی‌خواهند زیر بلیط کسی باشند و مستقل عمل کنند. مثل خیلی از هیأت‌های مذهبی که واقعاً دغدغه اسلام و شعائر دینی را دارند یا مثلاً جنبش عدالتخواهی که به خاطر مطرح شدن شعار عدالت در دوره آقای هاشمی و فراموشی تدریجی آن در دوره‌های بعدی و مطالبات جدی رهبری درباره آن، به وجود آمد. چون من تقریباً از نطفه، با دانشجویان این تشکّل در ارتباط بودم از جزئیاتش اطلاع دارم. خوب البته این‌ها هزینه‌های زیادی دادند. مثلاً خیلی از آن‌ها کمیته انضباطی رفتند، محکومیت کشیدند و از این دست مشکلات زیاد داشتند. امّا به هر حال تا امروز هم توانسته‌اند به حیاتشان ادامه دهند.

•    من این فضا را باز کردم تا بتوانیم نگاه کلان‌تری به عرصه «تشکّل‌های اسلامی» داشته باشیم. حالا سؤال اینجاست که این‌ها چقدر توانستند به آن رسالت اسلامی که برای خودشان ترسیم کرده بودند، عمل کنند؟
بنده معتقدم هرکدام از این تشکّل‌ها، در برهه‌ای از زمان، انصافاً توانستند نقش مؤثر و بزرگی را ایفا کنند. مثلاً یک زمانی انجمن‌های اسلامی بی‌رقیب بودند. مخصوصاً در دوره قبل از انقلاب کسی نبود که عَلَم اسلام را در مقابل جریانات چپ، لیبرال‌ها و افراد معاند بلند کند. جریان انقلاب فرهنگی با حرکت همین بچه‌ها شکل گرفت یا مثلاً سازماندهی حضور دانشجویان در اوایل دوران جنگ با آن‌ها بود. درست است که بعد‌ها از این نام سوءاستفاده‌هایی شد؛ امّا نباید گذشته پرافتخارشان را نادیده گرفت. البته بعد‌ها نفوذ اندیشه‌ها و افکار منحرفی آن‌ها را از مرامشان دور کرد و آن سرمایه، وحدت و قدرت اولیه را خراب کرد. به طوری که بنده معتقدم امروز دیگر از آن جریان اصیل تنها نامی باقی مانده.
جریان بسیج دانشجویی هم پس از جنگ، به تناسب شرایط، گفتیم که دغدغه حفظ روحیه بسیجی را داشت و معتقدم در آن فضا حرکت بسیار لازمی بود. البته نمی‌خواهم بگویم این تشکّل توانست تمام ظرفیت بچه‌های بسیجی را دور هم جمع کند. خیلی از ظرفیت‌ها هرز رفتند. خیلی‌ها اصلاً نیامدند و وارد این عرصه نشدند. با این حال این تشکّل در یک برهه‌ای واقعاً خوب عمل کرد. مخصوصاً بعد از قضیه دوم خرداد که جریانات تند اصلاح طلب به نوعی می‌خواستند فضاهای فکری و سیاسی دانشگاه‌ها را قبضه کنند، انصافاً بسیج خیلی زحمت کشید و توانست چنان جریان قدرتمندی را ایجاد کند که فضا را تغییر دهد و بالاخره مجرای تنفسی را برای مخالفین جریان تند اصلاحات ایجاد کند. امّا به نظر می‌رسد طی حدود ۸-۹ سال گذشته نتوانسته آن پویایی و رشد خودش را حفظ کند. همچنین در دوره‌ای پخش شدن نیروهای بسیجی در بخش‌های اجرایی، فضا را طوری خالی کرد که گاهی کسانی را در بسیج می‌دیدیم که اصلاً باور نمی‌کردیم. از این جهات به نظرم این تشکّل صدمه دید.
جنبش عدالتخواهی، در برهه‌ای که شعار عدالتخواهی مرده بود، توانست بسیار تأثیرگذار عمل کند و این شعار را زنده نگه دارد؛ تا آنجا که دیدیم آقای احمدی‌نژاد با شعار عدالت بر سر کار آمد. هیأت‌های مذهبی هم به نظرم درست در زمانی که جریا نهای معاند پس از انقلاب به دنبال حذف دین بودند، آمدند و تمام قد جلوی آن‌ها ایستادند و به نماد مراسم و مناسک دینی تبدیل شدند. البته در دوره‌هایی بچه‌ها واقعاً در غربت کار می‌کردند و از اختصاص کوچک‌ترین امکانات، اختیارات و بودجه‌ای به آن‌ها امتناع می‌شد. گاهی حتی مسجد را از هیأت‌ها دریغ می‌کردند و بچه‌ها در یک سوله دور هم جمع می‌شدند. همچنین شاید بتوان کم آسیب‌ترین تشکّل دانشجویی طی گذشت زمان را همین هیأت‌های مذهبی دانست. به نظرم از آن‌ها خوب مراقبت شد. آن‌ها هم سعی کردند به خوبی کارکرد خودشان را حفظ کنند و با آمدن و رفتن جریانات سیاسی، خیلی از آن مرام اولیه خود دور نشدند. از این جهت به نظرم تجربه موفقی بود.
جریان‌های مستقل امّا به طور کلی با افت و خیزهای بیشتری به نظرم رو به رو شدند. چون اکثراً وابسته به احساسات و هیجانات اعضایشان هستند. گاهی حتی دیده‌ایم که مثلاً بنیانگذاران فلان تشکّل دیدگاه‌هایی حتی متضاد با اعضای دوره‌های بعدشان داشته‌اند. برخی از این تشکّل‌ها هم به دلیل آسیب پذیری زیاد و نفوذ نظرات متضاد، یا رسماً منحل شده‌اند و یا کاملاً از فعّالیت و کارآمدی افتاده‌اند. در مجموعه نهاد رهبری در هر دانشگاه هم به تناسب مسئولین مجموعه‌ها، افت و خیزهایی وجود داشته. امّا از آنجا که نهاد به صورت شبکه‌ای در دانشگاه‌های کشور فعّالیت می‌کند، به طور کلی، برآیند فعّالیت‌های آن طی بیست سال گذشته رو به رشد بوده است. همچنین خیلی از کار‌ها و طرح‌های بزرگی هم که توسط نهاد انجام گرفته انصافاً در فضای عام دانشجویی تأثیرگذار بوده است.

•    از جمع بندی صحبت‌های شما و با ‌شناختی که از تشکّل‌های مذکور داریم، این طور به نظر می‌رسد که تشکّل‌هایی که با عنصر روحانیت رابطه بیشتری داشته‌اند، کمتر دچار تزلزل شده‌اند. درست است؟
دقیقاً همینطور است. مثلاً هیأت‌های مذهبی عموماً روحانی محورند. این نکتهٔ بسیار مهمی است. ببینید، خطر انحراف در فعّالیت‌های جمعی جوانان به طور کلی، خطری بسیار جدی تلقی می‌شود. چون سن جوانی خلاقیت، نوآوری، خط شکنی و حتی ناپختگی را اقتضا می‌کند. به همین دلیل ممکن است جوان، پشت پرده برخی از صحنه‌ها را نبیند. این در عرصه مسائل دینی بیشتر خودش را نشان می‌دهد.

 
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج