آخرین اخبار
نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد در واکنش به ترور سردار قاسم سلیمانی گفت قطعا پاسخ اقدام نظامی، نظامی خواهد بود.
رئیس‌جمهور آمریکا گفت که شخصاً دستور ترور سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی را صادر کرده است.
برنامه‌ی آن نیرو عیناً همان برنامه‌ی دوران فرماندهی شهید سلیمانی است
تاریخ شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه زمانی است؟
حاج قاسم در راه خدا و انجام وظیفه از هیچکس و هیچ‌چیز پروا نداشت
پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب فرمودند: انتقام سختی در انتظار جنایتکارانی است که دست پلید خود را به خون سردار شهید سلیمانی و دیگر شهدای این حادثه آلودند.
تشییع در مشهد و تهران؛ تدفین در کرمان
سالروز ولادت امام حسن عسكري عليه السلام
روز مجلس گرامی باد.
طرح ملی "همسفر تا بهشت " بیست و سومین دوره ازدواج دانشجویی
تیم ملی فوتبال ایران با غفلت فدراسیون فرصت بازی در فیفادی را از دست داد.
نگاهی به «فرصت وحدت» امت اسلامی از منظر کارشناسان مختلف
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در یادداشتی، این مواضع و سخنان را در چند محور اصلی مورد بررسی و تبیین قرار داده است.
زندگی مشترک
ولادت با سعادت رسول مکرم اسلام و فرزندش صادق آل محمد(ص) مبارک باد.
بقیه الله (عج) خیرلکم ان کنتم مومنین
صلی الله علیک یا امام عسکری (ع)
روز ملی مبارزه با استکبار و روز دانش آموز
سالروز هجرت پیامبر(ص) از مکه به مدینه
هجوم به بيت وحي
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
پنج شنبه ١٩ تير ١٣٩٩
اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 213498
 بازدید امروز : 76
 کل بازدید : 2141272
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 0.82
صفحه اصلي > مطالب و مقالات 
اخبار > شباهت‌ها و تفاوت‌های ما با زمانه امیرالمؤمنین(ع)
 


شماره خبر :٤٤٥٩٩٧   تاریخ انتشار خبر : دوشنبه ٢٢ تير ١٣٩٤    ا   ١٠:٠٧
 
در گفتگو با دکتر رجبی دوانی
شباهت‌ها و تفاوت‌های ما با زمانه امیرالمؤمنین(ع)
زمانه حکومت حضرت امیر علیه السلام، چگونه بوده است و چه درس هایی می توان از آن، برای امروزمان گرفت؟

زمانه حکومت حضرت امیر علیه السلام، چگونه بوده است و چه درس هایی می توان از آن، برای امروزمان گرفت؟ این، همه آن چیزی بود که درباره اش، با دکتر محمدحسین رجبی دوانی، مورخ شناخته شده تاریخ اسلام، به گفتگو نشسته ایم. این مورخ و اسلام شناس، سعی می کند طی این مصاحبه، بررسی تطبیقی ای از دوران حکومت حضرت امیر و دوران حکومت اسلامی امروز ایران داشته باشد. رجبی در این گفتگو، مطرح می کند که چرا در زمانه حضرت امیر، مفسدان اقتصادی بدون هیچ ملاحظه ای محاکمه و معرفی می شدند، اما در زمانه ما، ملاحظاتی در این زمینه وجود دارد.

•    در زمانۀ حضرت علی (ع) مفسد رسوا می‌شد، ولی ظاهراً اکنون ملاحظاتی است که به خاطر آبروی خانواده‌اش علنی نشود. لطفاً در زمینۀ این تفاوت توضیح بفرمایید.
حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) هنگامی‌ که موردی در سوءاستفاده‌های اقتصادی پیش می‌آمد و با مفاسدی در این حوزه روبرو می‌شدند، به شدت با متخلفان برخورد می‌کردند. افرادی از مسئولان حکومتی همچون یزید ابن حجیه و مصقلة ابن هبیره شیطانی مبادرت به اختلاس و سوءاستفاده از بیت‌المال کرده بودند و به تعبیر امروزی مفسد اقتصادی بودند، حضرت به شدت با آنان برخورد کرد. یزید ابن حجیه وقتی فهمید که حضرت متوجۀ فساد او شده، گریخت، که حضرت او را نفرین کرد. ایشان مصقله ابن هبیره را احضار نمود و چون وی مدعی بود نمی‌تواند آن مقداری از بیت‌المال را که اختلاس کرده، پرداخت بکند، حضرت او را به زندان انداخت. او از زندان حضرت گریخت و ایشان خانۀ او را خراب کرد. حضرت امیرالمؤمنین (ع) به زیاد ابن ابیه که فرمانروای ایالت فارس در ایران امروز بود، نامه می‌نویسد و پیشاپیش هشدار می‌دهد که اگر بدانم و متوجه بشوم در عرصۀ اقتصادی سوءاستفاده یا تصرفی در بیت‌المال کرده باشی، به شدید‌ترین وجه با تو برخورد خواهم کرد. سیرۀ امام علی (ع) چنین بوده است. نمی‌دانم چرا امروزه در نظام ما نسبت به مفاسد اقتصادی اهمال صورت می‌گیرد، علی‌رغم تأکید رهبر معظم انقلاب و تشکیل ستادی برای مبارزه با این مفاسد، می‌بینیم لیستی که بانک مرکزی از بدهکاران کلان به بانک‌ها ارائه می‌دهد، کاملاً متفاوت و کمتر از آن لیستی است که قوۀ قضائیه در اختیار دارد. این نشان‌ می‌دهد که این مسئله متأسفانه جدی گرفته نشده است و ننگی بر دامان پاک انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی است که مسئولان آن به وظایف خود به درستی عمل نکرده‌اند. امّا این ‌که چرا اسامی آن‌ها اعلام نمی‌شود، به صورت حروف الف، ب و... مطرح می‌کنند، من مبنای آن را متوجه نشدم، چون قرآن در خیلی از موارد فرموده است: «ولا تزرو وازرة وزر اخری» بار گناه کسی بر گردن دیگری نیست. بر گردن فرزندان و همسر آن کسی که تخلف کرده، یک چنین تخلفی بار نخواهد شد. اگر چه شاید در فرهنگ ما به غلط این‌گونه جا افتاده باشد که اگر کسی خود دچار تخلفی می‌شود، خانوادۀ او هم زیر سؤال می‌رود، در تخصص من نیست که در این حوزه نظر بدهم که آیا این کار با سفارش‌های دین مبین اسلام و سیرۀ حضرت سازگار هست یا خیر. ظاهر قضیه را نگاه می‌کنیم سازگار نیست، مگر ملاحظاتی در بین باشد، که در صلاحیت بنده نیست، بخواهم اظهار نظر بکنم.

•    حضرت علی (ع) به حاکمان نواحی تحت حکومت‌شان امر می‌کردند که در بین مردم باشند و حتّی به مالک اشتر می‌گویند بین تو و مردم حجابی جز چهره‌ات نباشد. ولی امروزه ما چنین چیزی را در جامعۀ خودمان نمی‌بینیم و مسئولان با مردم روبرو نمی‌شوند. چرا؟
همان‌طور که اشاره کردید، امیرالمؤمنین (ع) هم خود درون بطن جامعه قرار داشت و با مردم در ارتباط مستقیم بود و هم این انتظار را از مسئولان و مدیران حکومت خود داشت. امّا شاید بتوان گفت شرایط امروز تا حد زیادی با آن دوره متفاوت است. بحث‌های امنیتی و خطراتی که بعضاً متوجه هست، محدودیت‌هایی را ایجاد می‌کند. تا پیش از خرداد سال 60 که منافقین و سایر گروه‌های جنایت‌کار تروریستی دست به سلاح نبرده بودند، مسئولان ردۀ اول نظام به راحتی در بین مردم حاضر بودند. خود مقام معظم رهبری حفظ الله تعالی که در آن زمان امام جمعۀ تهران بود، روز ششم تیر به صورت عادی در بین مردم و نمازگزاران مسجد ابوذر حاضر شده بودند و در حال سخنرانی بودند که بمبی منفجر شد و معظم له را جانباز انقلاب اسلامی کرد. یک چنین ملاحظاتی باعث شد که بعد از سال 60 متأسفانه مسئولان دیگر مثل سابق در برخورد و تعامل با مردم نباشند. امّا این منافاتی ندارد با این که اگر جنبه‌های امنیتی را رعایت کرد، باز مسئولان در بین مردم حضور پیدا نکنند. کما اینکه در دولت نهم و دهم، وقتی رئیس آن دولت، سفرهای استانی را برقرار کرد و حتی در بعضی روستاها وارد شد، و بدون هیچ مانع و حاجبی با مردم سخن گفت، تأیید و تحسین رهبر معظم انقلاب حفظ الله تعالی را برانگیخت و معظم له از این حرکت دولت تجلیل کردند و فرمودند: «مردم در خیلی از جاها، مسئولان ردۀ دوم و سوم را نمی‌دیدند، تا چه رسد به رئیس جمهور و نفر اول اجرایی کشور». بنابراین این امر شدنی است و نمی‌توان به بهانۀ مسائل امنیتی و غیر آن این ارتباط را برقرار نکرد. چون تا مسئولان و مدیران ارشد جامعه مثل تودۀ مردم نسبت به مشکلات جامعه و مسائلی که با زندگی مردم سروکار دارد، آشنا نباشند، نمی‌توانند درک درستی از شرایط داشته باشند تا بخواهند برای حل آن چارۀ مدبرانه‌ای بیاندیشند. لذا ضرورت دارد که مسئولان به هر نحو ممکن با مردم در ارتباط باشند، سخنان آنان را بشنوند و دردهای آنان را حس کنند.

•    حضرت امیرالمؤمنین (ع) به این مسئله که امرا و حکمای مناطق مختلف، اولویت‌شان حل مسائل مردم باشد تا چه اندازه تأکید داشتند؟
اگر به سیرۀ تابناک مولای متقیان نگاهی داشته باشیم و دقت کنیم می‌بینیم هم اولویت خود حضرت و هم اولویت رهنمودهای ایشان، حل مسائل مردم بود. در سخنان امام علی (ع) رسیدگی به دادخواهی مردم و مقابله با ظلم و تعدّی به حقوق آن‌ها بسیار فراوان است. آن بزرگوار به این مسئله اهتمام ویژه داشت و دستورالعمل‌های متعددی به مسئولان خود صادر کرده بود و تا آنجایی که خود حضرت در مواردی که پیش می‌آمد و امکان داشت، حضور داشت. با اینکه رهبر بزرگ جامعۀ اسلامی بود، مستقیماً برای حل مشکلات مردم وارد عمل می‌شد و در این عرصه هیچ توجیهی را نمی‌پذیرفت و از مسئولان خود انتظار داشت که با همۀ وجود در خدمت مردم برای حل مشکلات و معضلات آن‌ها باشند.

•    حتی اگر گسترش، برقراری و ثبات اسلام به نحوی اقتضا می‌کرد که مردم در تنگنا و شرایط دشوار قرار گیرند، حضرت چه شیوه‌ای را اتخاذ می‌نمود؟ اولویت ایشان مردم بود یا دین اسلام؟
زمانی که حضرت به خلافت رسید، سبک خلفای غاصب پیش از خود که در صدد گسترش اسلام بودند، را متوقف کرد. حضرت آن گونه عملکرد را قبول نداشت و تمام تلاش خود را برای بازسازی جامعۀ منحط اسلامی قرار داد، چون جامعه در این 25 سال انحراف از مسیر پیغمبر (ص) و غصب خلافت، چنان دچار انحطاط شده و به قهقرا رفته بود، که حضرت بنای خود را بر این گذاشته بود که باید یک تحول اساسی و تغییرات بنیادی در این جامعه پدید آید تا بتواند به دوران پیغمبر (ص) برگردد. لذا این مردم شایستگی آن را ندارند که با این وضع بخواهند گسترش دهنده و منتشرکنندۀ اسلام یا مبلغ دین باشند. حضرت تمام تلاش خود را بر بازسازی جامعه متوقف کرده بود و اصلاح جامعه را بر مبنای تعالیم الهی و رهنمودهای پیغمبر اکرم (ص) و اجتهاد خود قرار داده بود.

•    شرایط جامعۀ زمان حکومت حضرت علی (ع) به گونه‌ای بود که نفاق و ریا سمبل آن زمانه است، لطفاً دربارۀ شکل گیری نفاق در حکومت دینی حضرت توضیح دهید؟
در دورۀ رسالت پیغمبر گرامی اسلام (ص)، با یک جریان بسیار گسترده و خطرناک به نام نفاق و منافقین مواجه هستیم که یک سورۀ کامل و آیات بسیاری در سوره‌های مختلف قرآن در رد و مذمت و افشا کردن توطئه‌های منافقان و وعده‌های عذاب سنگین برای آن‌ها آمده است. این جریان به رهبری عبدالله ابن ابی بود، پیغمبر (ص) وظیفه داشت هم توطئه‌های آن‌ها و هم شیوه‌های رفتار منافقانۀ آن‌ها را برای مردم تبیین کند تا مردم به دام این جریان نیفتند و تأثیر نپذیرند. ولی بعد از رحلت پیامبر (ص)، وقتی که خلافت غصب شد، می‌بینیم که جریان نفاق دیگر موضوعیت ندارد. درست است که عبدالله ابن ابی پیش از پیامبر (ص) از دنیا رفته بود، ولی طرز تفکر و اعوان و انصار او باقی بودند. گویی که این جریان به آمال و اهداف خود رسیده و حضرت کنار گذاشته شده و انحراف در اسلام پدید آمده است، احساس می‌کرد که دیگر مثل زمان پیغمبر (ص) نباید خود را انگشت نما بکند تا مردم متوجه توطئه‌های آن‌ها بشوند.

لذا در این 25 سال غصب خلافت، چیزی به عنوان جریان منافقین مشاهده نمی‌کنیم. ولی به محض روی کار آمدن حضرت امام علی (ع) جریان جدید نفاق به وجود می‌آید که ظاهراً هیچ ربطی به تشکیلات نفاق زمان پیغمبر(ص) ندارد. این منافقین از گروه‌های مختلفی هستند، که یکی از این گروه‌ها، انقلابیون دیروزی هستند که بعضاً از سابقون در اسلام بودند، ارزش‌هایشان تغییر پیدا کرده بود و نمی‌توانستند حاکمیت حضرت را تحمل کنند، چرا که منافع و مطامع نامشروع آن‌ها تأمین نمی‌شد، که در رأس آنها طلحه و زبیر قرار دارند که فتنه‌ای به پا کردند که تا حد براندازی نظام بر حق حضرت هم کشیده شد. دستۀ دوم گروهی از خواص جامعه هستند که سوابق امثال طلحه و زبیر را نداشتند، ولی در بین قبائل خود و مردم شهرها دارای نفوذ بودند و مردم روی آنان حساب ویژه‌ای داشتند که اصطلاحاً در کوفه و بصره از این‌ها با عنوان اشراف القبائل یاد می‌شود. که این‌ها همچون دستۀ اول منافع نامشروعی داشتند که حضرت جلوی این‌ها را گرفته بود، آن‌ها هم به دشمنی با حضرت برخاستند. از عوامل بزرگ تضعیف خلافت آن امام بزرگوار شدند، در رأس این خائنین و منافقین جدید اشعث ابن قیس کندی لعنه الله هست که حضرت صادق (ع) دربارۀ او می‌فرماید: «مثل اشعث در عهد حضرت علی (ع)، همچون عبدالله بن ابی در زمان پیغمبر (ص) و بلکه بدتر است». دستۀ سوم، برخی از فقها و محدثین هستند که این‌ها نسبت به حضرت حسادت و کینه داشتند و بدخواه وجود مقدس ایشان بودند. چون این دسته ظاهر موجهی داشتند و در کوفه، مدینه و بصره، فقیه به شمار می‌آمدند و مردم نزد آن‌ها جمع می‌شدند و از آن‌ها حدیث می‌خواستند بشنوند، این‌ها هم به سهم خود ضربات جبران ناپذیری را به خلافت حقۀ حضرت وارد کردند.

•    شباهت‌ها و تفاوت‌های منافقین زمان حضرت علی (ع) با منافقین حال حاضر در چه هست؟
تقریباً می‌توان گفت که در زمان ما هم، با همان تقسیم بندی که درعهد امام علی (ع) دربارۀ منافقین ذکر شد، ما منافقین جدید داریم. منتهی به لطف الهی تفاوت شرایط در این هست که مردم دارای بصیرت فوق العاده و مدافع ولایت هستند، لذا منافقین امروز قادر به تحقق آمال فاسد و خائنانۀ خود نیستند. حضرت علی (ع) به سبب نداشتن یاوران و مردمانی پاک و بصیر همچون مردم امروز ایران در مقابلۀ با منافقین مشکل پیدا کرد و هزینه‌های گزافی پرداخت. ولی الحمدالله امروز به خاطر این شرایط، اگر چه از نظر جریان‌های منافق یکسان هست، اما شرایط از بعد نتیجه یکسان نیست. چون مردم ما بصیر، فهیم و ولایت مدار هستند.

•    پس به نظر شما در زمان حکومت حضرت امیرالمؤمنین (ع) بصیرت و آگاهی مردم در سطح پایینی بوده است؟
بله، کاملاً درست است. اصلاً معرفتی نه به ساحت ولایت داشتند و نه حضرت را به درستی اطاعت می‌کردند. واقعاً جای تأسف و شگفتی است که این مردم نابکار، بدعت‌های خلفای غاصب پیش از امام علی (ع) را تماماً پذیرفته بودند، چون اگر چه آن‌ها در دین خدا دست برده بودند و احکامی را تغییر داده بودند، اما دنیای مردم به قهقرا رفته را تأمین می‌کردند و چون این‌ها دنیای‌شان تأمین می‌شد، چشم بر روی بدعت‌های آنان بسته بودند. اما زمانی که امام علی (ع) روی کار آمد، و عدل را سر لوحۀ سیاست‌های خود قرار داد و منافع نامشروع گروهی از خواص و سرشناسان را حذف کرد و با آن‌ها به مقابله برخاست، می‌بینیم که مردم با علم به حقیقت حضرت و پاکی و درستی عملکرد آن وجود مقدس حاضر نیستند آن شأنی را که برای خلفای پیش از آن حضرت قائل بودند، و آن‌ها را کاملاً اطاعت می‌کردند، همان شأن را برای ایشان داشته باشند و رعایت بکنند. لذا بارها ایشان را تنها گذاشتند و دل ایشان را به درد آوردند، به گونه‌ای که آن وجود مقدس بارها از آن‌ها ابراز برائت کرد و از خدا می‌خواست که او را از دست این‌ها نجات بدهد و کسی که مثل خود آن‌هاست بر آن‌ها حاکم شود.

•    فتنه‌گران زمان حضرت امام علی (ع) چه چیزی را مورد هجمه قرار داده بودند؟ با اصل ولایت مشکل داشتند یا توحید و یا اصل دین اسلام؟
فتنه‌گران ظاهراً با اصل اسلام مشکل نداشتند، با ولایت مشکل داشتند و خواهان این بودند که حکومت حق امام علی (ع) از میان برداشته شود، اگر چه نهایتاً دشمنی آن‌ها با حضرت به مقابلۀ با توحید و اصل اسلام منجر می‌شد، کما این‌که شد. همان‌طور که شما امروزه هم می‌بینید این جریان‌های سفاک و پلید تکفیری امروزی تصور باطل‌شان این است که توحید محض در آن‌ها و عملکرد جانی‌گونۀ آن‌ها تجلی دارد، و هرکس که غیر از این‌ها تفکر دارد، آن‌ها بر باطل‌ هستند و باید نابود شوند. عملکرد این‌ها دقیقاً ضربه‌های غیر قابل جبرانی بر اسلام و تعالیم الهی آن وارد می‌کند و برای مشبه نشان دادن این دین سراسر محبت، رأفت و تخریب چهرۀ رحمانی اسلام چه خدمت‌ بی مزد و مواجبی به دشمنان اسلام می‌کنند. منافقین و فتنه‌گران زمان حضرت هم بعضاً فکر می‌کردند کماکان مسلمان هستند، و دارند در جهت مصالح جامعۀ اسلامی عمل می‌کنند، امّا کار آن‌ها باعث رشد و قدرت یافتن جریان فاسد و پلید اموی شد که کمر به حذف اسلام بسته بود. خیانت‌هایی که به حضرت امیر (ع) انجام شد، موجب قدرت یافتن جریان ضد انقلاب اموی شد و اگر نبود خون پاک حضرت سیدالشهداء(ع) این جریان هدف شوم خود یعنی نابودی اسلام را محقق کرده بود. امروز هم منافقین و فتنه‌گران اگر با بصیرت و بیداری مردم ما و رهبری هوشمندانۀ رهبر معظم انقلاب حفظ الله تعالی مواجه نشده بودند، این‌ها هم نهایتاً کار را به جایی می‌رساندند که چیزی به نام اسلام، نظام اسلامی و حکومت دینی باقی نمی‌ماند که الحمدالله توطئۀ خائنانۀ آن‌ها نقش بر آب شد و حقیقت ولایت پایدار باقی ماند.

•    اقتضائات حکومتی زمان حضرت با حال حاضر چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی دارد؟
حکومت حضرت علی(ع) تنها حکومت حقی بود که بعد از رحلت پیامبر (ص) در عالم اسلام بر سر کار آمده بود و همه برای برخورداری از سعادت دنیا و آخرت وظیفه داشتند این حکومت الهی، مشروع و حق را یاری کنند، و متأسفانه با عدم انجام مسئولیت در این ارتباط ما شاهد هستیم که چگونه عالم اسلام با تزلزل خلافت حضرت ضربه‌های جبران ناپذیری خورد و در طول تاریخ چه سیر انحطاطی را که طی نکرد. مردم سعادت دنیا و آخرت‌شان را از دست دادند، الّا معدود افرادی که به اهل بیت علیهم السلام و راه پاک آن‌ها معتقد باقی مانده بودند. امروز هم همین‌طور است. وقتی نظام حقّ و مشروعی که بعد از صلح امام حسن مجتبی (ع) در طول تاریخ اسلام و تشیع سابقه نداشته، امروزه بر سر کار است و نظام ولایت در این سرزمین امام زمانی (ع) حاکم است، این اقتضا مثل اقتضای زمان حضرت امیرالمومنین (ع) و وظیفۀ همگان است که برای حفظ و سربلندی و بقای این نظام بکوشند. بنیان‌گذار انقلاب حضرت امام خمینی رضوان الله علیه در دیدار با جمعی از مهمانان دهۀ فجر در یکی از سال‌های دورۀ حیاتشان فرموده بودند که حفظ این نظام و دفاع از آن برای تمام بشریت وظیفه است. منتهی اکثر بشریت هنوز صلاح خود یعنی اعتقاد به نظام اسلامی را درک نکردند و بعضاً به مقابله با آن برخاستند. امّا بر همۀ مسلمانان جهان حفظ و دفاع از نظام جمهوری اسلامی فریضه و واجب شرعی است، تا چه برسد به مردمی که در همین محدوده زندگی می‌کنند و در زیر پرچم مقدس جمهوری اسلامی و تحت حاکمیت ولایت فقیه هستند. لذا وظیفۀ سنگین ما حفظ این نظام و مقابله با توطئه‌هایی است که نسبت به آن از سوی دشمنان خارجی و خائنین داخلی صورت می‌گیرد. از اینجا هم می‌توان فهمید که گناه فتنه‌‌گران در سال 88 و سایر مقاطع چقدر سنگین است. کسانی که دست در دست جریان استکبار بین‌المللی، صهیونیست‌ها و ضد انقلاب، به دشمنی و سرکشی در برابر نظام ولایت برخاسته بودند.

گفت‌وگو از: زهره محمدشفیع زاده

 
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج