آخرین اخبار
چشن میلاد حضرت صاحب الزمان (عج)
سوم اردیبهشت روز معمار گرامی باد.
طبس شهری کویری در غرب استان خراسان جنوبی ایران است.
سردار سرلشکر پاسدار سلامی به فرماندهی کل سپاه منصوب شد
روز ملی خلیج فارس
سالروز تاسیس سپاه پاسداران
روزارتش جمهوری اسلامی ایران
دشمن در برابر جمهوری اسلامی نفس‌های آخر دشمنی‌اش را می‌کشد
خاتمی و زیباکلام هم به شکست و ناکارآمدی اصلاح‌طلبان اعتراف کردند
کلیددرهای بسته آمد...... امید دلهای خسته آمد....
آمریکا در باتلاق یک جانبه‌گرایی
اتحاد ملی ایجاد شده در حمایت از سپاه بی‌سابقه است
مژده ای دل ماه شعبان آمده چهچه زن، بلبل به بستان آمده
٢٥ فروردين روز بزرگداشت عطار نيشابوري
روز جوان روزی است که در تقویم کشورهای مختلف برای جوانان نام‌گذاری شده‌است.
در كمين گل سرخ
فعالان فتنه و تحریم ملت ایران از برج میلاد دولت بالا می‌روند!
«بلوف سیاسی» ترامپ درباره سپاه پاسداران محقق می‌شود؟!
پرسپوليس و قعر جدول
دلایلی که به شما ثابت می کنند باید همین الان به سفر بروید
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
پنج شنبه ٠٥ ارديبهشت ١٣٩٨
اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 196118
 بازدید امروز : 26
 کل بازدید : 1949919
 بازدیدکنندگان آنلاين : 6
 زمان بازدید : 0.35
صفحه اصلي > مطالب و مقالات 
اخبار > چگونه آمریکای شرکتی، آمریکای مسیحی را اختراع کرد؟
 


شماره خبر :٤٥٢٨٧٠   تاریخ انتشار خبر : دوشنبه ١٦ شهريور ١٣٩٤    ا   ١١:٣٢
 
چگونه آمریکای شرکتی، آمریکای مسیحی را اختراع کرد؟
متن زیر چکیده ای است از کتاب جدید کوین کروز با عنوان «ملتی در پناه خدا: چگونه آمریکای شرکتی، آمریکای مسیحی را اختراع کرد.» (بیسیک بوکز، 2015)

نوشته کوین کروز // متن زیر چکیده ای است از کتاب جدید کوین کروز با عنوان «ملتی در پناه خدا: چگونه آمریکای شرکتی، آمریکای مسیحی را اختراع کرد.» (بیسیک بوکز، 2015)
 در دسامبر سال 1940 در حالی که آمریکا از رکود بزرگ سربرمی آورد، افزون بر 5 هزار از صاحبان صنایع از سراسر کشور درقالب زیارت سالانه خود راهی هتل والدورف – آستوریا در نیویورک به منظور شرکت در گردهمایی سالانه «انجمن ملی تولیدکنندگان» شدند. این برنامه وعده می داد که سخنرانان اثرگذاری در این مراسم حضور خواهند داشت؛ غول هایی از جنرال موتورز، جنرال الکتریک، استنفورد اویل، موتوآل لایف، سیرز و ریباک. بعلاوه سخنرانان محبوبی نظیر کارشناس صاحب سبک امیلی پست و فیلسوف- مورخ نام آور ویل دورانت و حتی ادگار هوور رئیس اف بی آی. تقریبا در اواخر برنامه نامی  دیده می شد که در ابتدا عده کمی او را می شناختند اما با به پایان رسیدن برنامه، همه از او سخن می گفتند. او پدر روحانی جیمز دبلیو فیفیلد جونیور بود.
این کشیش 41 ساله خوش قیافه، با قامتی بلند و حتی می توان گفت دیلاق، عضو کلیسای مستقل بود و شباهت های کم و بیش زیادی با جیمی استوارت داشت. فیفیلد هنگام سخنرانی برای رهبران کسب و کارها، دفاع جانانه ای از سیستم سرمایه داری آزاد آمریکا کرد و به دشمنان فرضی آن در دولت فرانکلین روزولت سخت تاخت. این کشیش با انتقاد از اینکه برنامه اصلاحات اقتصادی به آزادی های آمریکایی تجاوز کرده، شماری از گناهانی را که این دولت دمکرات مرتکب شده بود، فهرست کرد که از کم شدن ارزش پول ملی گرفته تا بی احترامی آن نسبت به دیوان عالی را شامل می شد. او با انگشت گذاشتن روی  وضعیت قانونگذاری برای محکوم کردن آن، ضمن انتقاد از تعداد زیادی از نهادهای فدرال که به قوه مجریه متصل بودند، هشدار داد که الهیات در حال نزدیک شدن به بروکراسی است.
 تمام این حرف ها امروزه نیز کاملا آشنا به نظر می آید، اما مخاطبان فیفیلد که همگی مدیران اجرایی بودند از شنیدن این حرف ها در آن زمان، در جای خود میخکوب شدند. در طول دهه پیش از آن که آمریکا ابتدا در مسیر خارج شدن از بحران بزرگ قرار گرفت و بعد چهاردست و پا این مسیر را دنبال کرد، بارها و بارها به این غول های صنایع گفته شده بود که مقصر اصلی در سقوط اقتصادی کشور آنهایند. فیفلد برعکس دیگران اصرار داشت که آنها منبع رستگاری و رهایی بوده اند. آنها تنها به یک چیز نیاز داشتند: روی آوردن به مذهب.
 فیفیلد به صاحبان صنایع گفت که روحانیون در تلاش آنها برای دوباره دست بالا پیدا کردن در مقابل روزولت نقشی حیاتی دارند. چرا که مردان خدا یعنی کشیش ها، می توانستند همان شکایت های محافظه کارانه ای را که رهبران کسب و کارها می کردند بازتاب دهند، ولی بدون برانگیختن هیچ سوء ظنی نسبت به اینکه انگیزه آنها در این کار صرفا منافع شخصی است و بس. آنها می توانستند با ادعاهایی مقابله کنند که غالبا روزولت و متحدانش مطرح می کردند مبنی بر این که  کسب و کارها به شکلی گناهکارند و دولت رفاه کار خدا را انجام داده است. با اتمام سخنان فیفیلد، صاحبان صنایع حاضر در این نشست، آمین آسایش بخشی سر دادند. یک روزنامه نگار خاطرنشان کرد که : «وقتی حرف های فیفیلد تمام شد، این شایعه پیچید که صدای کف زدن حضار را می شد در فاصله دوردستی چون هابوکن نیز شنید.»
 لحظه تعیین کننده ای بود؛ شروع جنبشی که در دهه های 1940 و اوایل دهه 50 پیشرفت می کرد و آمیزه جدیدی از مذهب، اقتصاد و سیاست محافظه کارانه را شکل می داد که یک ناظر به نحو شایسته ای آن را «لیبرالیسم مسیحی» نامید. فیفیلد و کشیش های هم عقیده اش مسیحیت و سرمایه داری را به مثابه مفاهیمی قلمداد می کردند که به شکل تفکیک ناپذیری در هم تنیده بودند و می گفتند که گسترش یکی، مستلزم بسط دیگری است. البته این دو سیستم پیش از آن نیز به یکدیگر مرتبط بودند، اما همیشه از جنبه مشخصه های اجتماعی مشترکشان با هم ربط داشتند. نوآوری فیفیلد این بود که بر این معنا پافشاری کرد که پیش از هر چیز، مسیحست و سرمایه داری یک روح در دو پیکرند.
 پیش از برنامه اصلاحات، دولت هیچگاه با چنین حضور همه جانبه و فرا دستی در مقابل کسب و کارها ظاهر نشده بود و در نتیجه هیچگاه در تفکر آمریکاییان درباره رابطه بین مسیحیت و سرمایه داری نقشی ایفا نکرده بود. اما از منظر فیفیلد، این تعریف هم اکنون سایه ای بلند و بدشگون بر دولت می انداخت. او و همکارانش تلاش خودشان را وقف مبارزه با نیروهای دولت کردند که به اعتقاد آنها تهدیدکننده سرمایه داری و بر اساس تعریف بسط یافته کنونی، تهدیدکننده مسیحیت بودند. و تلاش های آنها به ایجاد بنیانی برای جا افتادن این دیدگاه جدید در آمریکا کمک کرد که در آن صاحبان کسب و کار  دیگر تحت حاکمیت روزولت رنج نمی کشیدند بلکه به جای آن – در عبارتی که آنها به آن عمومیت بخشیدند – در کشوری که «در پناه خدا» قرار داشت شکوفا می شدند. پس از لحاظ های مختلف، وصلت منافع شرکتی و مسیحی به هیچ روی چیز جدیدی نیست.

 در اکثر سال های دهه 1930 سازمان هایی مثل انجمن ملی تولید کنندگان به عبث در پی راه هایی برای اعاده تصویر عمومی بودند که در دوران رکود بزرگ از بین رفته بود و برنامه اصلاحات آن را بی اعتبار کرده بود. در سال 1934 نسل جدیدی از صاحبان صنایع محافظه کار با وعده «خدمت به هدف رستگاری کسب و کارها» کنترل انجمن ملی تولیدکنندگان را در دست گرفتند. این سازمان از نو خود را وقف گسترش مقوله سرمایه گذاری آزاد کرد  و هزینه های خود را در این حوزه شدیدا افزایش داد. در اواخر سال 1934 این انجمن مبلغ ناچیز 36 هزار دلار را در زمینه روابط عمومی هزینه می کرد. سه سال بعد این انجمن بیش از 700 هزار دلار را به این موضوع اختصاص داد که بیشتر از نیمی از کل درآمد آن بود. این انجمن اکنون سرمایه داری را از طریق موجی از فیلم ها، برنامه های رادیویی، آگهی های تجاری، پست مستقیم، محفلی از سخنگویان و یک سرویس مطبوعاتی ترویج می کرد که سرمقاله ها و گزارش های خبری از پیش آماده شده ای را برای 7500 روزنامه محلی تهیه می کردند.
 جیم فارلی، رئیس حزب دمکرات درباره گروه دیگری که در این کارزار روابط عمومی شرکت داشتند –یعنی اتحادیه آزادی آمریکا- به شوخی گفت که در واقع آنها باید اسم خودشان را «اتحادیه سلفون آمریکا» بگذارند. حتی پرزیدنت روزولت هم حرف خودش را زد. او کمی بعد از ایجاد اتحادیه آزادی آمریکا خاطرنشان کرد که «گفته شده دو فرمان بزرگ وجود دارد؛ یکی از آنها عشق به خداست و دیگر عشق به همسایه. دو اصل خاص این سازمان جدید می گویند که شما باید به خدا عشق بورزید و بعد همسایه تان را فراموش کنید.» او به طرز بی سابقه ای به شوخی گفت ظاهرا اسم خدایی که آنها می پرستند «اموال» است.
 در سراسر دهه 1950 گرایش جدیدی که کشیش سنا آن را «خودآگاهی در پناه خدا» نامید، حیات سیاسی آمریکا را دگرگون کرد. در سال 1953 اولین «صبحانه نیایش ملی» با درونمایه «دولت در پناه خدا» برگزار شد. در سال 1954 «سوگند وفاداری» که قبل سکولار بود، مورد تجدید نظر قرار گرفت و عبارت «در پناه خدا» نیز برای نخستین بار به آن اضافه گردید. استفاده از شعار جدیدی با عنوان «توکل ما به خداست» نیز به سرعت عمومیت یافت. کنگره در سال 1954 این شعار را به مهرهای خود افزود و بعد در سال 1955 جزو لاینفک مندرجات اسکناس های کاغذی آمریکا شد. در سال 1956 این عبارت به اولین شعار رسمی کشور تبدیل گردید.
 در حالی که این رستاخیز مذهبی سراسر حوزه سیاست آمریکا را درمی نوردید، بسیاری از افراد در ایالات متحده کم کم به این باور رسیدند که دولتشان رسما و اساسا مذهبی است. از آن زمان به بعد آنها به طرق مختلف کماکان بر سر این اعتقاد خود باقی مانده اند.
 
منبع: http://www.alternet.org/belief/how-corporate-america-invented-christian-...
  
[1] . Kevin M. Kruse استاد تاریخ در دانشگاه پرینستون و نویسنده که تازه ترین کتاب او «ملتی در پناه خدا: چگونه آمریکای شرکتی آمریکای مسیحی را ابداع کرد» نام دارد.

 
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج