آخرین اخبار
ازدواج دانشجویی
شهادت وارث نهضت عاشورا تسلیت باد
برگزاری مراسم تقدیر از برگزیدگان کارگاه تفسیر سوره حمد در سطح واحد-مهر۹۶
طیبی: ‎" شعار مرگ بر آمریکا " شعار همه آزادیخواهان جهان است
اولین کنگره گرامیداشت حضرت آیت الله ملک حسینی (ره)
دوره های دانش افزایی ویژه استادان
نخستین اردوی بزرگ آموزشی- فرهنگی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی سراسر کشور
پذیرش دانشجوی دکتری پرستاری برای نخستین بار در دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی
نحوه پیگیری معترضان به نتایج آزمون‌ ارشد دانشگاه آزاد اسلامی
برگزاری مسابقه« گلبانگ اذان» در واحد تهران مرکزی
شهید حججی واقعه عاشورا و طراوت شهادت را دوباره به تصویر کشید
هم‌کلاسی علی دایی با جواد خیابانی در دانشگاه آزاد
میلاد با سعادت کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و روز دختر و آغاز دهه کرامت مبارک باد
سخن‌نگاشت | مهدویت
ولادت با سعادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت امام رضا (ع) مبارک باد
ولادت حضرت معصومه(س) مبارک باد
برگزاری جلسه ستاد اقامه در واحد تهران مرکزی
بمناسبت فرا رسیدن سالروز آزادسازی خرمشهر ویژه برنامه هایی در واحد تهران مرکزی برگزار شد
عید سعید فطر مبارک
اطلاع‌نگاشت | ماندگاری انقلاب در صحنه دفاع مقدس
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
شنبه ٢٩ مهر ١٣٩٦
اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 137382
 بازدید امروز : 220
 کل بازدید : 1400448
 بازدیدکنندگان آنلاين : 6
 زمان بازدید : 0.57
صفحه اصلي > مطالب و مقالات 
اخبار > همه آنچه با قطعنامه 598 دادیم و گرفتیم
 


شماره خبر :٤٥٦١١٤   تاریخ انتشار خبر : دوشنبه ٦ مهر ١٣٩٤    ا   ٠٨:٣١
 
همه آنچه با قطعنامه 598 دادیم و گرفتیم
..

مریم مطیعی // در پی وقوع جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹، ایران متحمل خسارات و تلفات بسیاری - حدود ۲۷۰ هزار شهید - گردید. این نبرد که با حمله عراق آغاز شده بود، هشت سال به طول انجامید و نهایتا با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران و قبول آتش بس، در سال ۱۳۶۷ به پایان رسید. در طول این هشت سال از سوی سازمان ملل متحد ۱۱ قطعنامه و ۱۰ بیانیه صادر شد که اکثر آن‌ها تنها جنبه توصیفی داشت و بیشتر منافع کشور عراق را مد نظر قرار داده بود، تنها استثنا در این میان، قطعنامه ۵۹۸ بود، که در آن پیشنهاداتی اجرایی برای خاتمه دادن به این جنگ فرسایشی دیده می‌شد.
از جمله مسائل مهم در کلیه جنگ‌ها، مذاکرات مربوط به توافق صلح، چگونگی افزایش قدرت چانه زنی، بدست آوردن امتیازات بیشتر و متحمل شدن هزینه‌های کمتر بعد از پایان جنگ است. انجام این مذاکرات بعد از قبول آتش بس از سوی ایران، از جانب امام خمینی به تیمی به سرپرستی دکتر علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه وقت سپرده شد.
 برای تدوین قطعنامه ۵۹۸ مذاکرات مفصلی میان اعضای شورای امنیت صورت گرفت و سرانجام در جلسه شماره ۲۷۵۰ شورا در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۷ (۲۹ تیر ۱۳۶۶) با تأکید بر مواد ۳۹ و ۴۰ منشور ملل متحد، مفصل‌ترین و اجرایی‌ترین قطعنامه درباره جنگ تحمیلی همراه با ضمانت اجرا، تحت عنوان قطعنامه ۵۹۸ به تصویب رسید. مفاد این قطعنامه به شرح زیر است:
 آمرانه می‌خواهد که ایران و عراق به عنوان نخستین گام در حل اختلاف از طریق مذاکره، آتش بس فوری را رعایت کنند، کلیه عملیات نظامی را در زمین، دریا و هوا قطع کنند و نیرو‌ها را بدون درنگ به مرزهای شناخته شده بین المللی بازگردانند. از دبیر کل درخواست می‌کند که گروهی از ناظران سازمان ملل را برای تایید، تحکیم و نظارت بر آتش بس و عقب نشینی اعزام دارد و همچنین درخواست می‌کند که دبیر کل ترتیبات لازم را با مشورت با طرفین فراهم آورد و گزارش آنرا به شورای امنیت تسلیم دارد.
 مصرانه می‌خواهد که اسیران جنگی پس از قطع عملیات خصمانه، بر طبق کنوانسیون سوم ژنو، در اوت ۱۹۴۹ بدون درنگ آزاد شوند و به کشورهای خود برگردند. از ایران و عراق می‌خواهد که در اجرای این قطعنامه و کوشش‌های میانجیگری برای دستیابی به یک راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه مورد قبول دو طرف، درباره کلیه مسائل مهم، بر طبق اصول مندرج منشور ملل متحد با دبیر کل همکاری کنند. از کلیه کشورهای دیگر می‌خواهد که ‌‌نهایت خویشتن داری را به عمل آورند و از هر اقدامی که ممکن است منجر به تشدید و گسترش بیشتر منازعه گردد، خودداری کنند و به این ترتیب، اجرای قطعنامه حاضر را تسهیل کنند.
 از دبیر کل درخواست می‌کند تا با مشورت با ایران و عراق، مسئله ارجاع تحقیق درباره مسئولیت آغاز منازعه به هیات بی‌طرفی را بررسی کنند و هرچه زود‌تر به شورای امنیت گزارش دهد. با تصدیق ابعاد عظیم خساراتی که در طول منازعه داده شده و ضرورت تلاش‌های بازسازی با کمک‌های مناسب بین المللی پس از خاتمه منازعه، از دبیرکل درخواست می‌کند که گروهی از کار‌شناسان را بری بررسی مسئله بازسازی تعیین و به شورای امنیت گزارش کند. همچنین از دبیرکل درخواست می‌کند از طریق مشورت با ایران و عراق و سایر کشورهای منطقه، راه‌های افزایش امنیت و ثبات منطقه را بررسی کند. از دبیر کل درخواست می‌کند که شورای امنیت را در مورد اجرای این قطعنامه آگاه سازد.
 البته صدور این قطعنامه به معنای خاتمه جنگ و صلح میان ایران و عراق نبود. دو روز پس از صدور قطعنامه، عراق آن را پذیرفت، اما جمهوری اسلامی ایران آن را بعد از گذشت یک سال و هفت روز، در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۶۷ طی نامه‌ای که آیت‌الله خامنه‌ای رئیس جمهور وقت به دکوئیار، دبیر کل وقت سازمان ملل ارسال نمود، پذیرفت. این قطعنامه پایان ماجرا نبود بلکه آغازی برای انجام یکسری مذاکرات دیپلماتیک در خصوص تعیین متجاوز، تعیین میزان خسارت و چگونگی دریافت غرامت، تعیین خط مرزی میان دو کشور، چگونگی تبادل اسرا و بسیاری موارد دیگر بود.
 در‌‌ همان سال ۱۳۶۷، گروهی به سرپرستی دکتر ولایتی به فرمان امام خمینی، برای پیگیری حقوق جمهوری اسلامی ایران تشکیل گردید که از سوی خود این اعضا به نام «ستاد سیاسی جنگ تحمیلی» نامگذاری شد. گروه ایرانی را این افراد تشکیل می‌دادند: حسن روحانی، حسن حبیبی، مهاجرانی، سردار رشید، مجتبی میرمهدی، محمدجواد ظریف، جمشید ممتاز و عباس ملکی. این گروه مذاکرات خود را از مرداد ۶۷ آغاز نمود. در حین اولین دیدار با دبیرکل سازمان ملل متحد، هیئت ایرانی مطلع شد که با وجود پذیرش آتش بس از سوی ایران، عراق دوباره با همکاری گروهک منافقین به خاک ایران حمله نموده و مناطقی را تصرف کرده است. دکتر ولایتی اعتراض شدید خود را به دبیرکل اعلام نمود و خواستار پیگیری سریع موضوع شد. دکوئیار نیز با استعلامی که از سرویس جاسوسی ایالات متحده کرد، صحت ادعای ایران را تایید نمود و از شورای امنیت خواست که عراق را مجبور به عقب نشینی کند. دور اول مذاکرات دوجانبه گروه ایرانی با نمایندگان سازمان ملل ۱۵ روز به طول انجامید و مقرر شد که دور بعدی مذاکرات با حضور طرف عراقی و در ژنو برگزار گردد.
 در مذاکرات ژنو که اولین مذاکره رسمی طرفین جنگ محسوب می‌شود، هیئت عراقی با ترکیب کاملا امنیتی و نظامی به سرپرستی طارق عزیز حضور یافت. در این مذاکرات دکتر ولایتی از سوی امام خمینی آزادی عمل کامل داشت تا آنگونه که به مصلحت منافع کشور است، مباحثات را پیش ببرد، اما گروه عراقی موظف بود حتی برای جزئی‌ترین موارد نیز از بغداد اجازه بگیرد که همین مسئله روند مذاکرات را کند نموده بود. یکی از موضوعاتی که در این دور مطرح شد، چگونگی تعیین خط مرزی اروندرود میان دو کشور بود که خود یکی از دلایل اصلی حمله عراق به ایران محسوب می‌شد.
 مهندس ملکی یکی از اعضای گروه مذاکره کنند ایرانی در مصاحبه‌ای در این خصوص می‌گوید: «طارق عزیز لفظ شط‌ العرب را بر زبان می‌راند و آقای دکتر ولایتی از اروندرود نام می‌برد. زمانی که این مسئله پیش آمد، طارق عزیز با بی‌احترامی پرسید: این آقا (خطاب به دکتر ولایتی‌) چه کلمه‌ای گفت؟‌‌ همان طور که متوجه هستید طارق عزیز این سؤال را مستقیماً از هیأت ایرانی نپرسید، بلکه از آقای دکوئیار سؤال کرد تا در حقیقت مستقیماً با ما صحبت نکند. به هر حال گفت: این اروندرود کلمه آشنایی برای من نیست و آقای دکتر ولایتی هم در جواب گفت که از هزاران سال قبل این بخش از این رود به نام اروندرود معروف است و دلیل آن هم این شعر فردوسی در شاهنامه است که «تو اروند را به تازی...» طارق عزیز پرسید: «این شعر را کی گفته؟» و پاسخ ما این بود که فردوسی. بعد گفت: «اسم کتابش را دوباره بگویید» و ما گفتیم: «شاهنامه». اینجا بود که طارق عزیز به دکوئیار رو کرد و گفت: این‌ها اگر اسم این کتاب را در ایران بر زبان بیاورند، اعدام می‌شوند. در حقیقت او فکر کرده بود که شاهنامه بحث‌هایی را در‌باره دوران پهلوی و شاه مخلوع ایران مطرح می‌کند که این استنباط او باعث خنده همه شد.»
 در این دور از مذاکرات برای‌ ایران‌، چند مورد، محور اصلی مباحثات را شامل می‌شد: «عقب‌نشینی به مرزهای شناخته شده بین‌ المللی (۱۹۷۵ الجزایر) و خاتمه همه اقدامات نظامی»، «آزادی اسیران جنگی» و «کنترل آبراه اروندرود»، در حالی‌ که‌ عراقی‌ها بحث لای‌روبی‌ اروندرود و آزادی‌ کشتی‌رانی‌ را با آتش‌بس‌ مرتبط‌ می‌دانستند و حتی‌ تلویحاً تهدید می‌کردند که‌ در صورت‌ موافقت‌ نکردن‌ با لای‌روبی‌ از سوی عراق، آتش‌بس‌ به‌ مخاطره‌ خواهد افتاد. این در حالی بود که بر اساس قرارداد الجزایر لای روبی به صورت نوبتی انجام می‌شد و حالا نوبت با ایران بود. در واقع عراق تلاش داشت قرارداد الجزایر را به هر نحوی که شده نادیده بگیرد. کارشکنی‌های طرف عراقی در ‌‌نهایت منجر به شکست دور دوم مذاکرات شد.

به دنبال به بن بست رسیدن مذاکرات دور اول، دکوئیار، زمان دور بعدی مذاکرات را ۹ مهر ۱۳۶۷ و در نیویورک اعلام کرد. دبیرکل طرحی ۴ ماده‌ای را به ایران و عراق پیشنهاد کرد:
۱- آزادی کشتیرانی در خلیج فارس
۲- دادن اولویت به حل و فصل اروندرود
۳- توافق در مورد مراحل مبادله اسرای جنگی
۴- عقب‌نشینی نیروهای دو کشور به مرزهای بین‌المللی
 به درخواست دبیرکل سازمان ملل متحد و به منظور ادامه مذاکرات در نیویورک، بار دیگر گروه دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران به سرپرستی دکتر ولایتی، در تاریخ سوم مهر ۱۳۶۷ عازم مقر سازمان ملل شد. این دور از مذاکرات از نهم مهر شروع و در بیستم آبان ۶۷ و پس از ۷ بار ملاقات و مذاکره پایان یافت. نمایندگان ایران دو هفته در نیویورک اقامت داشتند که علاوه بر شرکت در مذاکرات سه جانبه (ایران، عراق و دبیرکل سازمان ملل متحد)، از فرصت استفاده کردند و با وزرای خارجه کشورهای مختلف که برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک رفته بودند، ملاقات کردند و مواضع ایران در خصوص قطعنامه ۵۹۸ و کارشکنی‌های عراق در مذاکرات قبلی را تشریح کردند. بعد از انجام این دور از مذاکرات، ایران تا حدی توانست منافعی را برای خود بدست آورد.
 نقطه نهایی مذاکرات ایران و عراق و پایان جنگ، یک سال بعد از پذیرش قطعنامه بود که «برزان تکریتی» برادر صدام حسین و نماینده عراق در دفتر اروپایی سازمان ملل به «سیروس ناصری»، نامه‌ای خطاب به «هاشمی رفسنجانی» رییس جمهور وقت داد. با این مضمون که هیئت نمایندگی ایران تاکنون هرچه در این جلسات مذاکرات اصرار می‌نمود و عراق رد می‌کرده را می‌پذیرد. هاشمی رفسنجانی نیز در پاسخ از این نامه استقبال نمود و تصریح کرد دو کشور و دو ملت می‌توانند در صلح باهم زندگی کنند و از اعلام پایبندی عراق به قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر در خصوص خط مرزی اروند تشکر کرد.
 ایران در پی صدور قطعنامه ۵۹۸ و چندین مذاکره بعد از آن به چه نتایجی رسید؟ ایران توانست به آتش بس با عراق دست یابد و عراق مجبور به پذیرش دوباره قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر در خصوص تعیین خط مرزی اروندرود شد، که دستاورد بزرگی برای ایران محسوب می‌شود. با وجود فراز و نشیب‌های فراوان و کارشکنی‌های عراق، تبادل اسرا میان دو کشور در چندین مرحله انجام شد. تا حدی صلح و امنیت منطقه‌ای در خلیج فارس تامین شد و تنها مورد تنش زا از آن پس، جنگ عراق و کویت محسوب می‌شد.
 دستاورد مهم دیگر این بود که ایران توانست عراق را آغازگر جنگ معرفی نماید. دبیرکل سازمان ملل متحد از دو کشور ایران و عراق خواست که ادله و اسناد و مدارک در خصوص تعیین آغازگر جنگ را ارائه دهند. اسناد از جانب دبیرکل در اختیار یک گروه حقیقت یاب فرانسوی قرار گرفت، در ‌‌نهایت در دسامبر ۱۹۹۰ یعنی دی ماه ۱۳۶۹ رسما گزارش گروه حقیقت یاب و بی‌طرف به شورای امنیت عرضه شد که در آن عراق شروع کننده جنگ معرفی شده بود و ایران ادامه دهنده آن. این گزارش در شورای امنیت ثبت شد، اما متاسفانه شورای امنیت واکنش خاصی به این گزارش نشان نداد.  ایران برای صدور یک قطعنامه قوی علیه عراق نیازمند یک رابطه خوب حداقل با سه عضو دائم شورای امنیت بود که در آن زمان ما چنین رابطه‌ای نداشتیم، در نتیجه نتوانستیم از این مورد بهره مناسب را در جهت منافع خود ببریم.
در ارتباط با دریافت غرامت نیز متاسفانه ایران هنوز نتوانسته است به حقوق خود در این زمینه دست یابد. برای تعیین خسارت دو طرف از سوی دبیرکل شخصی به نام ابی فرح از سومالی به عنوان معاون دبیرکل سازمان ملل در راس یک گروه تحقیقاتی چندین بار به مناطق جنگ زده ایران و عراق سفر کرد. او بار‌ها با هلیکوپتر از مناطق خسارت دیده بازدید کرد و نتیجه تحقیقات را در اختیار دبیرکل گذاشت.
 دبیرکل نیز چنین گزارشی را به صورت رسمی به شورای امنیت داد: «من امروز اعلام می‌کنم خسارت مستقیم ایران ۹۹ میلیارد دلار و خسارت غیرمستقیم ایران ۱۵۰ میلیارد دلار که جمعا ۲۴۹ میلیارد است.» این گزارش در شورای امنیت ثبت شد اما اقدامی برای دریافت غرامت از عراق انجام نگرفت. خود ایران نیز این قضیه را پیگیری جدی ننمود. ایران می‌تواند به دادگاه‌های بین المللی برای دریافت غرامت شکایت کند اما چون در گزارش کمیته حقیقت یاب ایران ادامه دهنده جنگ معرفی شده، احتمالا حکم به نفع ایران نخواهد بود. در مجموع ایران در این مذاکرات توانست از نفوذ عراق در مجامع بین المللی بکاهد و حقوق تضییع شده خود را احقاق کند و ذره‌ای از خاک خود را از دست ندهد و از بعد تبلیغاتی مظلومیت ایران را در این نبرد تحمیلی به جهانیان نشان دهد.

 
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج