آخرین اخبار
متهم کردن نخست وزیر وقت به نقض قانون اساسی مشروطه
غدیر خم نام ناحیه‌ای میان مکه و مدینه است که محمد، پیامبر اسلام، در ۱۸ ذی‌الحجه سال ۱۰ هجری قمری (مطابق با 28 اسفند سال ۱۰ خورشیدی) علی بن ابی طالب را «ولی» مؤمنان اعلام کرد.[۱])، سال روز این واقعه میان شیعیان به عید غدیر شهرت دارد.
عید قربان عید بندگی مبارک باد.
ولادت با سعادت امام دهم شیعیان مبارک باد.
سالروز ولادت امام موسی کاظم (ع) مبارک باد.
روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزی است که خدای سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خویش فرا می خواند و خوان کرم و احسان و لطف خود را برای آنان می گسترد و درهای مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روی آنان می گشاید.
شهادت امام محمد باقر علیه‌السلام تسليت باد.
اولین روز از ماه حج و قربانی مصادف با سالروز پیوند آسمانی و ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) است. آیاتی در قرآن وجود دارد که بر این اتفاق بزرگ تاریخ اسلام دلالت می کنند.
شهادت امام نهم حضرت جواد الأئمه (عليه السلام) تسليت باد.
«دَحو» به معنای گسترش است و برخی نیز آن را به معنای تکان دادن چیزی از محلِ اصلی اش تفسیر کرده اند.
۹ مرداد روز اهدای خون سالم اهدای زندگی
پنجم مرداد – سالروز عملیات مرصاد و جهنم فروغ جاویدان و مرگ اتحاد ننگین گروهک تروریستی منافقین با صدام
جزئیات مبادله جیسون رضاییان
حقوق کارمندان دولتی یا مجلسی افزایش پیدا می‌کند؟
«مَنْ اَحْیاها فکانما احیا النّاس جمیعاً».
ولادت امام رضا علیه السلام مبارک باد
ولادت پاره تن رسول الله حضرت علی بن موسی الرضا (ع) مبارک باد.
رهبر انقلاب با نَه گفتن به دشمن، اصول مقاومت را برای مسلمانان تبیین کردند
قلم، زبان عقل و معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است. قلم، زبان دوم انسان هاست. هویت، چیستی و قلمرو قلم بسیار گسترده تر از آن است که در بیان بگنجد.
روز دختر 98 چه روزی است؟
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
شنبه ٢٦ مرداد ١٣٩٨
اوقات شرعی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 514206
 بازدید امروز : 258
 کل بازدید : 1993047
 بازدیدکنندگان آنلاين : 2
 زمان بازدید : 0.74
صفحه اصلي > اخبار 
اخبار > ولادت با سعادت امام دهم شیعیان مبارک باد.
 


شماره خبر :٥٥٧٤٥٤   تاریخ انتشار خبر : چهارشنبه ١٦ مرداد ١٣٩٨    ا   ١٢:٤٦
 
السلام علیک یاعلی النقی (ع)
ولادت با سعادت امام دهم شیعیان مبارک باد.
پانزدهم ذی الحجه سالروز ولادت امام هادی (ع) گرامی باد. علی بن محمد بن علی (به عربی مُحَمَّد بن علی الهادی؛ زادهٔ ۱۵ذی‌الحجه ۲۱۲ هجری در صریا مدینه – درگذشتهٔ ۳رجب ۲۵۴ هجری) معروف به علیّ النقی و هادی؛ فرزند جواد و سمانه، امام دهم امام شیعیان بعد از پدرش جواد و قبل از حسن عسکری می‌باشد.[۲] او تا سن ۳۰سالگی در مدینه مشغول تدریس بود تا اینکه متوکل عباسی او را به بغداد فراخواند. در بغداد با ۶ خلیفه عباسی همدوره بود و به وسیلهٔ آنان و جانشینانِ خلیفه مدام تحت فشار بود تا اینکه عاقبت، به تحریک معتز عباسی در سال ۲۵۴ هجری (۸۶۸ میلادی) مسموم شده و در سامرا، جایی که بعداً فرزندش حسن عسکری هم دفن شد، به خاک سپرده شد.[۳][۴][۵][۶]

زندگی او مصادف با ضعف عباسیان[۷] بود. از او رساله‌ای در جبر و اختیار و چند زیارت نقل شده‌است. منابع شیعی و سنی[۸][۹] کرامات بسیاری را به او نسبت می‌دهند.

او یک همسر به نام حدیثه خاتون و ۶ فرزند به نام‌های حسن عسکری، سید محمد، حسین، جعفر (مشهور به جعفر کذاب)، عُلَیه و دلاله داشته‌است.

تولد و کنیه و القاب

مقبره هادی در سامرا؛ فرزند حسن عسگری نیز در همین بقعه مدفون است.

تولد

علی النقی بنا به گزارش کلینی، شیخ مفید، شیخ طوسی و ابن اثیر، در نیمه ذی‌الحجه سال ۲۱۲ هجری[۱۰] (۸۲۸ میلادی) در روستایی به نام صریا در نزدیکی مدینه به دنیا آمد.[۱۱] پدرش امام نهم شیعیان، محمد تقی بود. مادرش ام‌الولد بود که سمانه[۱۲] یا سوسن خوانده می‌شد که اصالت مغربی داشت و به سیده ام‌الفضل مشهور بود.[۱۳] البته نام مادرش مدنب، حدیث و غزال هم ذکر شده‌است.[۱۴] برخی منابع مادرش را ام فضل دختر مأمون دانسته‌اند[نیازمند منبع] به اعتقاد برخی روایت اخیر محتمل‌تر است چون بنا به برخی تواریخ ازدواج محمد بن علی و ام‌الفضل در ۲۱۵ هجری رخ داد.[۱۵] اما به احتمال بین ام‌فضل دختر مأمون و سمانه مغربیه که مشهور به ام فضل بوده اشتباهی رخ داده‌است چون در منابع آمده‌است که محمد بن علی از ام فضل صاحب فرزندی نشد.[۱۶]

القاب

نقی و هادی مهم‌ترین القاب امام دهم می‌باشد. القاب هادی عبارت‌اند از: نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤمن، ناصح، مفتاح، طیب، متوکل و عسگری.[۱۷][۱۸][۱۹]

پدرش کنیهٔ ابوالحسن را به احترام کنیهٔ پدربزرگ (علی بن موسی الرضا) و پدرِ پدربزرگش (موسی کاظم) به او اعطا کرد؛ و برای اینکه این سه ابوالحسن با هم اشتباه نشوند مورخان معمولاً موسی کاظم را ابوالحسن اول، رضا را ابوالحسن ثانی و هادی را ابوالحسن ثالث می‌نامند.[۲۰][۲۱][۲۲] همچنین شیعیان هادی را با فرزندش حسن عسکری، «امامین عسکریین» می‌خوانند، زیرا در شهر نظامی سامراء (عسکر)، زیر نظر خلفای عباسی بودند.[۲۳] در زمان تولد وی معتز،سیزدهمین خلیفه عباسی، بر اریکه قدرت بود.[۲۴]

امامت

در مدینه

بر مبنای اعتقاد شیعه، هادی بعد از مرگ پدرش در سال ۸۳۵ همچون او در سن شش،[۲۵] هفت یا هشت سالگی عهده‌دار امامت شیعیان شد. از آنجا که شیعیان مشکل بلوغ در امام را در مورد پدرش جواد تجربه کرده بودند، در زمینهٔ امامت هادی تردید خاصی برای بزرگان شیعه به وجود نیامد. به نوشته شیخ مفید و همچنین نوبختی همهٔ پیروان جواد به استثنای افراد معدودی، به امامت هادی گردن نهادند. آن عده معدود که از قبول امامت سرباز زدند، برای مدت کوتاهی به امامت موسی بن محمد (م ۲۹۶) معروف به موسی مبرقع مدفون در قم[۲۶] معتقد گردیدند، ولی پس از مدّتی از امامت وی روی برتافته و امامت هادی را پذیرفتند.[۲۷][۲۸][۲۹] سعد بن عبد اللّه بازگشت این افراد به هادی را معلول آن می‌داند که خود موسی مبرقع از آنان بیزاری جست و آنان را از خود راند.[۲۵] از نظر طبرسی و ابن شهر آشوب، همین اجماع شیعیان به امامت هادی دلیل محکم و غیرقابل تردیدی است به صحّت امامت آن وی.[۲۴][۳۰][۳۱][۳۲]

به نوشتهٔ مورخان، بعد از مسمومیت پدر هادی به تحریک معتصم، معتصم به عمر بن فرج، حاکم مدینه، دستور داد تا برای هادی معلمی از میان علمای مخالف اهل بیت انتخاب کند تا او را از اعتقادات شیعی بازداشته، و مانع از ملاقات شیعیان با او شود. الجنیدی که برای این مأموریت انتخاب شده بود، اما اغلب روایت می‌کرد که هادی چنان هوشی و ذکاوتی از خود نشان می‌داد و چنان دید عمیقی از ادبیات عرب و ظاهر و باطن قرآن از خود نشان می‌داد که از یک پسر بچه بعید به نظر می‌رسید، مگر اینکه ارتباطی با سرچشمه علم ماورایی داشته باشد. گفته می‌شود که الجنیدی در نتیجه دشمنی اش را با اهل بیت کنار گذاشته‌است.[۳۳]

در دوران باقی‌مانده امامت هادی که مصادف با هشت سال باقی‌مانده از حکومت منصور عباسی و پنج سال خلافت واثق بود، هادی در مدینه زندگی آرامی داشت و خود را با آموزش عدهٔ کثیری از شاگردانی که اغلب از عراق، ایران و مصر به حضورش می‌آمدند مشغول می‌کرد. بعدها اما متوکل عباسی به هادیِ جوان مشکوک شد و تصمیم گرفت او را از نزدیک تحت نظر بگیرد.[۳۴]

در سامرا

پس از اینکه متوکل عباسی به خلافت رسید، حاکم مدینه، عبدالله بن محمد بن داود هاشمی، نامه‌ای به او نوشته هشدار داد که هادی پولهایی از شیعیان دریافت کرده که به وسیلهٔ آن‌ها می‌تواند اسلحه بخرد و در شورش علیه خلیفه استفاده کند.[۳۵][۳۶][۳۷] هادی وقتی از این نامه مطلع شد، در دفاع از خودش نامه‌ای برای متوکل فرستاد و ضمن رد اتهامات، متقابلاً از حاکم مدینه شکایت کرد.[۳][۳۸] متوکل در پاسخ حاکم مدینه را از مقامش عزل کرده، هادی را از بالاترین احترام و اعتماد خود مطمئن کرد؛ با این حال از او خواست با خانواده و خدمه به سامرا نقل مکان کند.[۳۹] متوکل یحیی بن هرثمه را به مدینه فرستاد تا هم دربارهٔ اتهامات وارده به هادی تحقیق کند و هم مأمور انتقال وی به سامرا شود. در مدینه، یحیی خانه علی النقی را بازجویی کرد اما چیزی جز نسخه‌هایی از قرآن و کتب مذهبی دیگر کشف نکرد. گفته می‌شود که پس از نزدیک شدن هادی به بغداد، جمعیت زیادی به استقبالش آمدند. فرماندار شهر، اسحاق بن ابراهیم طاهری شخصاً به ملاقات او آمده تا پاسی از شب نزدش ماند. در سامرا اما خلیفه فوراً او را به حضور نپذیرفت ولی خانه خزیمه بن حازم[۴۰] برای اقامتش تعیین کرد.[۶][۲۲][۳۴][۴۱][۴۲]

گاهشمار زندگی هادی

علي بن محمد الهادي.jpg

۱۵ ذی‌الحجه۲۱۲ق. تولد علی النقی) و آغاز فتنه خلق قرآن با حمایت مأمون عباسی
۲۱۸ق. مرگ مأمون عباسی و آغاز حکومتمعتصم عباسی - اعتراف جنید، عالم ناصبی
۲۱۹ق. دستگیری محمد تقی به دستورمعتصم عباسی و بردن آن حضرت به بغداد -
آخر ذی‌القعده۲۲۰ق. قتل پدر هادی، جواد و آغاز امامت علی النقی
۲۳۱ ق. ولادت حسن عسکری در مدینه- تفتیش عقاید دربارهٔ خلق قرآن- نگارش نامه هادی در مورد بدعت شمردن جدال دربارهٔ مسئله خلق قرآن
۲۳۲ق. مرگ واثق بن معتصم و به خلافت رسیدن متوکل عباسی
۲۳۴ق دستگیری علی النقی و بردن او بهسامرا به دستور متوکل - دعوت متوکل از ابن‌سکیت برای سؤال از هادی و آزمودن علم او
سال ۲۳۴ تا ۲۴۷ ظهور زینب کذاب و رسوا شدنش توسط علی النقی
۲۳۶ق. تخریب مقبره حسین بن علی و تحریم زیارت او به دستور متوکل
۲۳۷ق. آغاز قیام یعقوب لیث صفاری
۲۴۴ق. قتل ابن‌سکیت به دلیل اظهار ارادت به علی بن ابیطالب و فرزندانش به دستور متوکل
۲۴۶ق. درگذشت دعبل خزاعی
۲۴۷ق. توهین متوکل به هادی - قتل متوکل به دست پسرش منتصر و به خلافت رسیدن او - رفع ممنوعیت زیارت حسین بن علی و رد فدک به خاندان علی بن ابیطالب به دستور منتصر
۲۴۸ق. به خلافت رسیدن مستعین به جای منتصر
۲۵۲ق. استعفای مستعین و به خلافت رسیدن معتز- درگذشت محمدفرزند علی النقی
۳ رجب۲۵۴ق. مرگ علی النقی


علی بن محمد بقیه عمرش را در سامرا زیر نظر بود با این حال احترام خلیفه را جلب کرده بود و آزاری به او نرسید. از وی نقل شده که داوطلبانه به سامرا آورده نشده بود اما از آنجا که آب و هوای شهر را می‌پسندید، فقط به خلاف میل خود آنجا را ترک خواهد کرد.[۴۳] طبرسی متوکل سخت در تلاش بود تا شخصیت علی النقی را پیش مردم خرد کند.[۴۴] علی بن محمد به خاطر تقوا و فروتنی اش مورد احترام بسیاری بود. او در سامرا آزادانه به تعلیم شاگردانش می‌پرداخت یا از آن‌ها خمس دریافت می‌داشت.[۴۵] نسب العسکری او به دلیل منطقه عسکر سامرا ست.[۱۵]

از برجسته‌ترین اصحاب و شاگردان علی بن محمد می‌توان موارد زیر را نام برد:

  1. عبدالعظیم حسنی
  2. حسن بن راشد
  3. عثمان بن سعید عمری

سرگذشت

اجداد

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
جعفر صادق
 
 
 
 
 
 
 
موسی کاظم
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
حمیده البربریه
 
 
 
 
 
 
 
علی رضا
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ام‌البنین نجمه
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
محمدجواد (تقی)
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
سبیکه خیزران
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
علی هادی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
سیده سمانه مغربیه
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

همسران و فرزندان

  1. سوسن
    1. جعفر کذاب (۲۲۶ — ۲۷۱)
    2. سید محمد (۲۲۸ — ۲۵۲)
    3. حسن عسکری (۸ ربیع‌الثانی ۲۳۲ — ۸ ربیع‌الاول ۲۶۰)
    4. حسین
    5. عایشه (علیه)
    6. دلاله (مورد اختلاف)

مباحثات، شخصیت و کرامات

حرم عسکری قبل از بمب‌گذاری سال ۲۰۰۶

مباحثات

به نوشته حامد الگار سخت‌گیری‌های متوکل عباسی[۴۶][۴۷] باعث تقیه کامل و انزوای هادی شد،[۴۸] با این حال مباحثاتی در موضوعات مختلف از او باقی مانده‌است. همچنین رساله‌ای در موضوع اختیار و چند متن و اظهار کوتاه (حدیث) به او نسبت داده می‌شود که توسط ابن شعبه حرانی جمع‌آوری شده‌اند.[۴۹] زیارات جامعه کبیره و غدیریه نیز منسوب به اوست.[۵۰][۵۱][۵۲][۵۳] موارد زیر نمونه‌هایی از مباحثات علی بن محمد با افراد مختلف می‌باشد:

با هاشمیان

گفته می‌شود که هادی در جلسه‌ای با حضور بزرگان بنی هاشم نشسته بود که عالمی بر آن‌ها وارد شد. هادی بلند شده عالم را در کنار خود نشانده احترام زیادی به او نشان داد. هاشمیان اعتراض کرده ایراد کردند چرا هادی آن مرد را به آنها، که بزرگان بنی هاشم می‌باشند، ترجیح داده‌است. هادی به آن‌ها هشدار داد: به هوش باشید از آن دسته مردم نباشید که این آیه در حق آن‌ها نازل شده‌است: آیا داستان کسانی را که بهره‌ای از کتاب [آسمانی] یافته‌اند ندانسته‌ای که چون به سوی کتاب خدا فرا خوانده می‌شوند تا میانشان حکم کند، آنگه گروهی از آنان به حال اعراض، روی برمی‌تابند؟.(قرآن ۳:۲۳) سپس از آن‌ها پرسید آیا کتاب خدا را به عنوان داور قبول دارند. وقتی هاشمیان پاسخ مثبت دادند، هادی ادامه داد: "آیا خداوند نفرموده‌است: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چون به شما گفته شود: «در مجالس جای باز کنید»، پس جای باز کنید تا خدا برای شما گشایش حاصل کند، و چون گفته شود: «برخیزید»، پس برخیزید. خدا [رتبه] کسانی از شما را که گرویده و کسانی را که دانشمندند [بر حسب] درجات بلند گرداند، و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است."(قرآن ۵۸:۱۱)خداوند همان‌طور که یک مؤمن را به یک غیر مؤمن ترجیح داده‌است، مؤمن دانشمند را از مؤمن غیر دانشمند برتر دانسته‌است. خداوند فرموده‌است مؤمن و دانشمند به مراتب از غیر مؤمن و غیر دانشمند برترند ولی نفرموده‌است که کسانی که نسب خانوادگی برتری دارند از بقیه برترند. مگر خداوند نفرموده‌است آیا کسانی که می‌دانند و کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟" (قرآن ۳۹:۹) پس چگونه با وجودی که خداوند او (عالم) را احترام کرده احترام مرا به او نمی‌پسندید؟[۵۴]

با ابن سکیت

گفته می‌شود روزی متوکل جلسه‌ای با حضور علمای دین و فقها در قصرش ترتیب داده بود که در آن از ابن سکیت خواست هادی را با سوالاتش به چالش بکشد. یکی از سوالاتی که فکر نمی‌شد هادی پاسخی برایش پیدا کند، مورد زیر است: ابن سکیت پرسید چرا خداوند موسی را با عصا و ید بیضا نزد مردم فرستاد، عیسی را با شفای نابینا و جذامی و زنده کردن مرده به سوی مردم راهی کرد، اما محمد را با قرآن و شمشیر به رسالت فرستاد؟ هادی پاسخ داد: خداوند موسی را زمانی با عصا و ید بیضا به سوی مردم فرستاد که سحر و جادو در میان مردم رواج داشت. پس موسی با معجزاتش چشمانشان را خیره کرده و سحر آن‌ها را به مقابله طلبیده، شکست داد. خداوند عیسی را با شفای نابینا و جذامی و زنده کردن مرده در زمانه‌ای به سوی مردم فرستاد کهعلم طب غلبه داشت، تا عیسی بتواند با معجزاتش طب آن‌ها را به مقابله طلبیده به شکست بکشاند؛ و محمد در زمانه‌ای با قرآن و شمشیر به سوی مردم فرستاده شد که شعر و شمشیر در میان مردم رواج داشت تا محمد با قرآن، شعرشان و با شمشیرش، شمشیرشان را به شکست و تسلیم وادارد.[۵۵]

حرم علی نقی و حسن عسگری پس از انفجار و تخریب در سال ۲۰۰۶

با یحیی بن اکثم

یحیی بن اکثم عالم دیگری بود که به وسیلهٔ متوکل دعوت شده بود تا هادی را امتحان کند. گفته می‌شود که وقتی هادی به همه سوالات یحیی پاسخ داد، یحیی به متوکل رو کرده اظهار داشت که بعد از سؤال‌های من دیگر هیچ سؤالی از این مرد نپرس که آشکار شدن دانش او باعث تقویت هر چه بیشتر رافضی‌ها (شیعیان) در بین مردم خواهد شد. یکی از سوالات یحیی و پاسخ هادی به شرح زیر می‌باشد.[۵۶] یحیی پرسید «چرا علی (امام اول شیعیان) در جنگ صفین همه افراد دشمن را، چه آن‌ها که فرار می‌کردند و چه کسانی که حمله می‌کردند، می‌کشت اما در جنگ جمل دستور داد هر که در خانه‌اش پناه بگیرد در امان خواهد بود. اگر تصمیم اول درست بود پس تصمیم دوم غلط خواهد بود…» هادی پاسخ داد در جنگ جمل سران لشکر مقابل کشته شده بودند و افراد لشکرِ مقابل رهبری نداشتند تا به او مراجعه کنند، اما در جنگ صفین افراد مقابلِ علی به لشکر مجهزی تعلق داشتند با رهبری که آن‌ها را به انواع تجهیزات مجهز کرده، زخم‌هایشان را مداوا کرده با هدایا و دستمزد فراوان دوباره آن‌ها را به میدان جنگ می‌فرستاد…[۵۶]

خداشناسی

ممکن یا غیرممکن بودن مشاهده خداوند از مباحثات رایج دوران هادی بود که امام رأی به عدم امکان مشاهده خداوند می‌داد. به عقیدهٔ او مشاهده اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه هوایی (فضایی) بین مشاهده گر و مشاهده شونده وجود داشته باشد تا بینش از طریق آن سیر کند. به عبارتی اگر هوا یا نوری بین مشاهده گر و مشاهده شونده موجود نباشد، بینشی در کار نخواهد بود. وقتی مشاهده گر و مشاهده شونده در موقعیت برابری از لحاظ علت بینش قرار داشته باشند، بینش اتفاق می‌افتد؛ و اما مقایسه خداوند با بشر، نوعی تشبیهِ خداوند به بشر است.[۵۷]

هادی همچنین با کسانی که برای خداوند بدن مادی تصور می‌کنند مخالفت کرده اظهار می‌دارد؛ کسی که چنین اعتقادی داشته باشد از ما نیست. هادی استدلال می‌کند که ماده یا بدن، مخلوق خداوند است، و خداوند به آن سر و شکل داده‌است.[۵۸] تصور و تجسم خداوند در یک بدن مادی به معنی نیازمندی خداوند و محدود کردن او در بدن و شکل است، که یک نوع مساوی دانستن خداوند از لحاظ نیاز به بدن، با بشر است.[۵۸] هادی همچنین توصیف وجود خداوند را غیرممکن دانسته ایراد می‌دارد که خداوند آنقدر بزرگ است که در مخیله بشر نمی‌گنجد؛ و اینکه خداوند، خودش فقط می‌تواند خود را توصیف کند. هادی همچنین از این بحث استفاده کرده تا نتیجه بگیرد که پیامبران و ائمه معصوم هم قابل وصف نیستند به این دلیل که در نتیجه اطاعت و بندگی خداوند به اندازه‌ای به خداوند نزدیک شده‌اند که از دایره تصور انسان خارج شده‌اند.[۵۹]

شخصیت و کرامات

علی بن محمد، موصوف به القاب زیادی بود که نقی (پاک) و هادی (هدایت‌کننده) از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌باشند. با این حال عسکری (نظامی؛ به این دلیل که در سامرا که یک اردوگاه نظامی بود زندگی می‌کرد)، فقیه (حقوقدان)، علیم (دانا) و طیب (خوش خو و باسخاوت) از نام‌های دیگر او به‌شمار می‌روند.[۶۰] گفته می‌شود هادی در همه حال، حتی وقتی خود پولی در بساط نداشت، از بخشش به محتاجان دریغ نمی‌کرد. نقل شده‌است وقتی یک چادرنشین مقروض برای درخواست کمک برای ادای قرضش به او مراجعه کرده بود، هادی هیچ سرمایه‌ای در خانه نداشت، اما مرد را رد نکرد. هادی به مرد یادداشتی داد مبنی بر اینکه از هادی مبلغی طلب دارد، و به مرد توصیه کرد وقتی در جایی با عده‌ای جلسه دارد، بر آن‌ها وارد شده و به اصرار از هادی بخواهد تا طلبش (که سندش را در دست دارد) را پس دهد. مرد مقروض به توصیه امام عمل کرده، بر آن‌ها وارد شد و خواهان بازپرداخت طلبش شد. هادی در حضور جمع از او معذرت خواسته، عرض کرد قادر به بازپرداخت قرضش نمی‌باشد. چند نفر از افراد حکومتی که در جلسه حاضر بودند، این خبر را به گوش خلیفه رساندند. متوکل سی هزار درهم برای هادی فرستاد و هادی پول را مرد مقروض تحویل داد.[۶۱]

بنا به روایات شیعیان دوازده امامی، کرامات زیادی به امام دهم نسبت داده شده؛[۶۲] که به نسبت از کرامات سایر ائمه بیشتر می‌باشد.[۶۳] از جملهٔ این کرامات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • به زبان ایرانیان، اسلاوها، هندیان و نبطیان مسلط بود.
  • طوفان‌ها، مرگ و میرها و دیگر رخدادها را به درستی پیش‌گویی می‌کرد. پیش‌گویی مرگ متوکل، که در بالا آمد، از جمله این پیش گویی‌ها بود.[۶۴]
  • در حضور متوکل، و برای اثبات این امر که شیرها به اولاد واقعی علی آسیبی نمی‌رسانند، زنی را که ادعا می‌کرد زینب، دختر علی، است، رسوا کرد. معجزه مشابهی به پدربزرگش، علی بن موسی الرضا نسبت داده شده‌است.[۳۴][۶۵]
  • شیری را که بر یک فرش نقش بسته بود، زنده کرد و آن را واداشت تا یک شعبده باز هندی را که به دستور متوکل، سعی کرد با شعبده اش او را مسخره کند، ببلعد.[۶۶]
  • مشتی ماسه و سنگ را برای یکی از پیروان فقیرش به طلا مبدل کرد.[۶۷]

معجزات فراوان هادی عده‌ای از مردم را واداشت تا بدعت‌های برخی رافضیان، از جمله ابن حصاکه، که ادعا می‌کردند هادی در واقع خداست، و آن‌ها خودشان پیامبران مرسل او می‌باشند، را باور کنند. هادی این پیامبران خود خوانده را نفرین کرده، مردم را نصیحت می‌کرد تا افراطیون را طرد کرده یا حبس کرده، هر جا به آن‌ها برمی‌خورند سرهایشان را با سنگ بکوبند.[۶۸]

اقدام متوکل برای تحقیر علی النقی و مرگ متوکل

گفته می‌شود متوکل در مواجهه با هادی مبادی آداب بود و گاهی قضاوتش را به قضاوت فقهای دیگر ترجیح می‌داد با این حال نمی‌توانست دست از آزار او بردارد، و حتی سعی کرد او را از بین ببرد.[۳][۶] متوکل بر موقعیت و احترام هادی در بین مردم رشک می‌ورزید و سعی داشت او را در نظر مردم پایین بیاورد. وزیر متوکل نصیحتش کرد تا از اینکار صرف نظر کند، چون مردم او را به برای اینکار سرزنش خواهند کرد. متوکل، اما، توجهی به نظر وزیر نکرد.[۶۹] برای تحقیر هادی، دستور داد هادی به همراه دیگر هاشمیان و متنفذان حکومتی (به این دلیل که مشخص نشود مقصود متوکل شخص هادی بوده‌است) از اسب پیاده شده در رکاب خلیفه و فتح بن خاقان، که سوار بر اسب بودند، حرکت کنند. زورق، پرده دار متوکل، نقل می‌کند که وقتی چشمش به هادی افتاد که زیر آفتاب سوزان تابستان از خستگی راه نفس می‌زد و عرق می‌ریخت، به او نزدیک شده تا به او دلداری دهد. زورق گفت: "منظور پسر عمویتان (متوکل) شخص شما نبوده و ایشان قصد ندارد به شما آزار برساند…" هادی نگاهی به زورق انداخته، از او خواست ادامه ندهد. بعد این آیه قرآن را قرائت کرد که: سه روز در خانه‌هایتان بهره برید [تا عذاب فرا رسد]. این وعده‌ای بی‌دروغ است(قرآن ۱۱:۶۵) وعدهٔ عذاب در این آیه به آیه قبل (۱۱:۶۴) برمی‌گردد که خطاب به مردم ستم پیشه نازل شده‌است. زورق اینطور ادامه می‌دهد که او معلم شیعه‌ای داشت که از دوستان نزدیکش بود. به محض رسیدن به خانه به دنبالش فرستاد. وقتی معلم آمد، زورق آنچه از هادی شنیده بود با او در میان گذاشت. معلم رنگ باخته از زورق خواست تا هر آنچه نزد خلیفه دارد از او طلب کرده جایی پس‌انداز کند، چون متوکل در عرض سه روز از دنیا خواهد رفت یا کشته خواهد شد. زورق نقل می‌کند که "پس از رفتن معلم مردد بودم به توصیه اش عمل کنم یا خیر؛ که فکر کردم چیزی از دست نخواهم داد اگر جانب احتیاط را رعایت کنم. اگر حرفش درست از آب دربیاید پیش بینی‌های لازم را کرده‌ام اما اگر نادرست باشد، چیزی از دست نداده‌ام. به خانهٔ خلیفه رفتم و تمام پس اندازم را گرفتم و آن‌ها را نزد یکی از آشناهایم به امانت گذاشتم.[۷۰] سه روز بعد متوکل طی توطئه‌ای ترور شد. پسرش منتصر از جملهٔ توطئه گران بود."[۷۱]

روایت مشابهی می‌گوید که هادی در زندان متوکل مرگ خلیفه را پیش‌بینی کرده‌است.[۷۲]

وکلا و اختیارات آنان

عصر آخرین پیشوایان شیعی عموماً همراه با اختناق شدید از سوی خلفای عباسی بود. در عین حال در همین دوران، شیعه در سرتاسر بلاد اسلامی گسترده شده بود. رشد جمعیتی شیعه در این ازمنه از آثار ضد شیعی که از این دوره به جا مانده و همچنین از اقدامات سیاسی و نظامی حکام به منظور جلوگیری از گسترش روزافزون آن‌ها به خوبی روشن است. وکلای آنان نوعاً به وسیله نامه و توسط افراد مطمئن با پیشوایان شیعی در ارتباط بودند.[۷۳]

  • علی بن جعفر یکی از وکلای هادی و اهل همینیا از قرای بغداد بود. دربارهٔ وی گزارش‌هایی به متوکل رسیده بود که به دنبال آن او را بازداشت و زندانی کرد. وی پس از گذراندن دورهٔ طولانی زندان، به دستور امام هادی رهسپار مکه گشت و تا آخر عمر در آنجا ماندگار شد.[۷۴] هادی در صدد تأیید موقعیت وی در برابر یکی از رؤسای غلات - به نام فارس بن حاتم قزوینی - نامه‌هایی در پاسخ برخی از اصحاب نوشته‌اند؛ این نامه‌ها در سال ۲۴۰ نوشته شده‌است.[۷۵]
  • ابراهیم بن محمّد همدانی یکی دیگر از وکلای اوست که بنا به روایت کشی چهل بار به زیارت حج مشرف شده‌است.[۷۶]
  • حسین بن عبدربّه یا - بنا به گزارش برخی دیگر - فرزند او علی[۷۷] از وکلای هادی بوده که پس از وی ابوعلی بن راشد از طرف آن هادی به عنوان جانشین او تعیین و اعلام شد.

شیعیان هادی

اکثریتِ شیعیان علی النقی از اهالی کوفه بودند.

در ایران

در زمان هادی قم مهم‌ترین مرکز تجمّع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و پیشوایان شیعی برقرار بود. دو شهر آبه یا آوه و کاشان نیز تحت تأثیر تعلیمات شیعی قرار داشته و از گرایشی از نوع بینش اهل قم برخوردار بودند. در منابع از محمد بن علی کاشانی نام برده شده که در باب توحید از امام هادی سؤالی کرده‌است.[۷۸][۷۹] قمی‌ها روابط مالی نیز با هادی داشته‌اند. در این زمینه از محمد بن داود قمی و محمد الطلحی یاد شده‌است که از قم و بلاد تابع آن، اموال و اخبار دربارهٔ وضعیت آن سامان به امام می‌رسانیده‌اند.

سخنان برگزیده

  • ایمان چیزی است که قلب به آن گواهی می‌دهد و عمل آن را ثابت می‌کند، اما اسلام چیزی است که زبان به آن گواهی می‌دهد و ازدواج با آن حلال می‌شود.[۸۰]
  • هادی از جدش پیامبر روایت می‌کند که خدا را به خاطر نعمتی که به شما عطا کرده دوست داشته باشید و من را به خاطر محبتی که به خداوند دارید، و اهل بیتم را به خاطر دوستی من دوست داشته باشید[۸۱]
  • برای خوش رفتاری شما این بس است که از آنچه در دیگران نفرت دارید، دوری کنید.[۸۲]
  • کسی که به بخشش خدا مطمئن است، به راحتی به دیگران خواهد بخشید.[۸۲]
  • اگر یکی از شما با دست راستش می‌بخشد، اجازه ندهد دست چپش از آن مطلع شود؛ و اگر دعا می‌کنید بگذارید دعای پنهانی باشد.[۸۳]

قتل و مرگ

آرامگاه

مدلانگ از قول شیخ صدوق نقل می‌کند که هادی به دستور متوکل، یا معتمد مسموم شد، گرچه هیچ‌یک از این دو در زمان مرگ او خلیفه نبودند.[۸۴] به نوشته طباطبایی، اما، علی بن محمد به دستور معتز که در آن زمان خلیفه بود مسموم شد. --- تاریخ مسمومیتش را را ۳ رجب سال ۲۵۴ قمری در سن ۴۱ سالگی و بعد از سی و سه سال امامت ذکر می‌کنند.[۳][۱۵]

معتز، برادرش ابو احمد موفق را برای هدایت نماز میت فرستاد، اما به دلیل شور و غوغای جمعیت زیادی که در عزاداری اش حضور به هم رسانده بودند، بدن امام به خانه‌اش برگردانده شده در حیاط آنجا به خاک سپرده شد.[۳۴][۸۵]

پسرش ابوجعفر، که برخی او را جانشین پدر می‌دانستند پیش از او از دنیا رفت. حسن، و جعفر دو پسر دیگر امام بودند که از میان آن‌ها حسن عهده‌دار مقام امامت پس از پدر شد.[۳۴][۸۶] بنا به اعتقاد شیعیان علی النقی، ضمن رد جانشینی فرزند بزرگش محمد، جانشینی حسن را حتی قبل از تولد او به شیعیان گوشزد کرده‌است.[۸۷] شیعیان همچنین معتقدند بر جنازه وی پسرش حسن نماز گذارده‌است و در اعتقاد شیعه بر جنازه امام معصوم، تنها جانشین او نماز می‌گذارد.[نیازمند منبع] باب او محمد بن عثمان العمری بود که پدرشعثمان بن سعید وکیل و باب امامان هشتم و نهم بود.

شیعه اثنی عشری پسر او حسن را به امامت به رسمیت شناخت. گرچه گروهی دیگر معتقد بودند پسرش محمد که پیش از او درگذشته بود امام پنهان است. احتمالاً محمد بن نصیر نمیری که به علی النقی نسبت ربوبیت داد و مدعی شد باب و پیامبر او ست به این گروه مرتبط بوده‌است. او بنیان‌گذار فرقه‌ای از غلات شیعه به نام نصیریه شمرده می‌شود.[۱۵]

مقبره هادی که بعدها پسرش حسن عسکری هم در کنارش به خاک سپرده شده از مکان‌های زیارتی مهم شیعیان در سامرای عراق می‌باشد. در ۳ اسفند ۱۳۸۴، یک بمبگذاری در حرم عسکریین، به مقبره هادی و پسرش حسن عسکریآسیب فروانی وارد کرد،[۸۸][۸۹] حمله دیگری نیز در ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ انجام شد که منجر به تخریب دو مناره حرم شد.[۹۰][۹۱][۹۲] منابع رسمی عراق القاعده را مسئول این حمله معرفی کردند.[۹۳]

سال‌شمار امامت امامان دوازده‌گانه شیعه

۱
۲
۳
۴
۵
۶
۷
۸
۹
۱۰
۱۱
|
۶۳۲
|
۶۵۲
|
۶۷۲
|
۶۹۲
|
۷۱۲
|
۷۳۲
|
۷۵۲
|
۷۷۲
|
۷۹۲
|
۸۱۲
|
۸۳۲
|
۸۵۲
|
۸۷۲

سال میلادی

۱۲
|
۸۷۴
|
۹۸۸
|
۱۱۰۲
|
۱۲۱۶
|
۱۳۳۰
|
۱۴۴۴
|
۱۵۵۸
|
۱۶۷۲
|
۱۷۸۶
|
۱۹۰۰
|
۲۰۱۴

سال میلادی

توضیحات

  • این الگو بر مبنای اندیشهٔ شیعه است.
  • در اندیشهٔ شیعی دورهٔ امامت و خلافت الهی علی بن ابی‌طالب از درگذشت پیامبر اسلام آغاز شده‌است. دورهٔ زمامداری وی بر مسلمین پس از کشته‌شدن عثمان بن عفان آغاز شد.
  • آغاز امامت هر امام مصادف با درگذشت امام پیشین است.
  • دورهٔ امامت حجت بن حسن از لحظهٔ درگذشت امام پیشین خود آغاز شده‌است و چون به عقیدهٔ شیعیان دوازده امامی وی زنده و از نظرها پنهان است، بنابراین امامت حجت بن حسن تا زمان ظهور وی و پس از آن تا زمان ازدنیارفتن او ادامه دارد.
  • مقیاس نمودار در ردیف نخست با مقیاس ردیف دوم (مرتبط با حجت المهدی) یکسان نیست.

جستارهای وابسته

 
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج